سه رسائل فلسفى - الملا صدرا - الصفحة ٤٠
را با اسلوبى عالى و توأم با تحقيق و تدقيق و جامع الأطراف، تأليف نموده است و شيخ اشراق در حكمت ذوقى و فلسفه اشراق نظير شيخ است در فلسفه مشّاء؛ اگرچه شيخ رئيس گفته است:
چون معمول و مرسوم بين طالبان فلسفه و حكمت به طريقه مشائين و ارسطو و اتباع اوست، ما به همان سبك كتب خود را تأليف نموديم وگرنه نزد ما تحقيقاتى است غير از آنچه نوشتهايم.
صدر الحكماء در تحرير قواعد و تأسيس مبانى هر دو راسخ و صاحب قدرت است، در مقام تحرير قواعد مشّاء نظير فيلسوفى منغمر و متمحض در حكمت بحثى با بهترين وجهى مباحث فلسفى را تقرير نموده است و همين قدرت را در تحرير قواعد اشراق اعمال نموده است.
حواشى او بر شفا و تعليقات او بر حكمت اشراق شاهد مدعاى ماست و در هر دو طريقه، فيلسوفى راسخ و صاحبنظر است، به انضمام قدرت فعاله فكرى كه او را از اين دو حد و مرز عبور داده و محصور در اين دو مشرب قرار نگرفته و حكمت متعاليه او داراى اين امتياز است.
قبل از ملا صدرا مشارب فلسفى و طرق حكمت از يكديگر ممتاز بودند. برخى طالب حكمت مشّايى و جمعى طرفدار حكمت اشراق و عدهاى نيز طريقه عرفان و تصوف معمول بعد از اسلام، يعنى عرفان اسلامى را طالب بودند و بين آنها تشاجر علمى به نحوى وسيع و عميق وجود داشت؛ ولى صدر المتألّهين به اين منازعات خاتمه داد و معجونى گوارا كه به ذائقه طالبان معرفت سازگار باشد، به وجود آورد و تصالح و اتفاقى از بركت زحمات اين فيلسوف نحرير تحقق پذيرفت و تأنيس «بين المعقول و المشهود» يكى از شاهكارهاى علمى در دوران اسلامى است كه به دست اين فيلسوف كامل گرديد؛ اگرچه برخى از عرفا مانند صدر الدين قونيوى و شارح مفتاح شمس الدين محمد بن حمزة بن محمد العثمانى الروسالى، معروف به ابن فنارى حنفى و شارح و ماتن تمهيد القواعد، ابن تركه قبل از ملا صدرا به اين كار دست زدهاند، ولى آنها اگرچه در قواعد مكاشفه راسخ و محقّقند، اما در مسائل نظرى هرگز قدرت فكرى ملا صدرا را ندارند و راسخ در دو طريقه نبودند؛ علاوه بر اين آنها هم مانند شيخ اشراق در خلال و مطاوى ابحاث علمى با اهل نظر، نظر خوشى نداشتند و احيانا در صدد مناقشه بر افكار فلاسفه متمحض در حكمت بحثى بر آمدهاند و در اكثر موارد از حدود اعتدال خارج شدهاند، لذا مناقشات و اشكالات غير وارد در آثار آنها زياد است، مثل اين كه اكثر