سه رسائل فلسفى - الملا صدرا - الصفحة ٣٧٧
جديدا بجميع اجزائه، و اما ان يكون الجوهر الذي كانت فيه الهيئة النطفية، مثلا بطلت عنه تلك الهيئة و حصلت فيه هيئة انسان او حيوان و القسمان الأولان باطلان، لا يعتقدهما الكافة لأن كل من زرع بذرا او تزوج للولد، ليحكم على الزرع بانه من بذره و يفرق بين ولده و ولد غيره بانه من مائه و ان عانده معاند لا يلتفت إليه ... فظهر ان الهيولى من حيث المفهوم المذكور ما وقع فيه خلاف ...»؛ لذا اهل تحقيق گويند: هيولا به معناى اعم را جميع ملل اثبات نمودهاند، اما نزاع در اين است كه اين امر قابل اجزاء و ذرات غير قابل تجزيه است كه اصلا قبول قسمت نمىنمايد. (يعنى اشياء ذوات اوضاع جوهريه است كه به وجهى از وجوه انقسام اعم از وهمى و فرضى و قطعى و كسرى قبول قسمت نمىنمايد) اين مسلك را متكلمان اختيار نمودهاند با اين قيد كه به تناهى اين اجزاء اعتقاد دارند.
نظّام معتزلى قائل است به عدم تناهى اين اجزاء، يعنى جسم را مركب از اجزايى مىداند كه آن اجزاء قبول قسمت نمىنمايند و غير متناهى هستند.
مذهب ديگر در اين مسأله، مسلك ذىمقراطيس حكيم است كه جسم را مركب از اجزايى مىداند كه فقط در خارج قبول قسمت نمىنمايند، به علت آنكه او جسم مفرد را ذرات سخت و صلب كوچك مىداند كه از نهايت صلابت امتناع از قبول قسمت دارد.
جمعى از قدما و به تبع آنان شيخ اشراق و اتباع او جسم را جوهر بسيط ممتد مىدانند كه بالذات متصل است به اتصال مقدارى جوهرى كه قائم به ذات خود، يعنى غير حال در هيولا و محل است و همين متصل به ذات قبول صور و مقادير مىنمايد.
جمعى از قدما (ارسطو و اتباع او) و به تبع ارسطو، معلم ثانى و شيخ رئيس و اتباع آنان از محققان دوره اسلاميه، جسم را مركب از هيولا و صورت مىدانند و معتقدند كه اجسام از جهت ماده و قوه و هيولا كه جزء جوهرى جسم است، قبول صور و مقادير مىنمايد، نه از جهت نفس اتصال يعنى متصل ممتد جوهرى حكماى اشراق و مشا جميع آراء مذكور را ابطال نمودهاند و در اين معنا اتفاق دارند كه قابل انفصال و اتصال در اجسام امر واحد شخصى است كه در حد ذات كثرت ندارد و وجود آن در حالت انفصال و اتصال باقى است و اين قابل را ماده و هيولا ناميدهاند و نيز در اين معنا نيز اتفاق كردهاند كه نفس [١] جسم به معناى جنسى ماهيت مركب است كه جنس آن جوهر و فصل آن امر ممتد در جهات ثلاث (طول، عرض و عمق) مىباشد.
[١] در اوائل شرح هدايه است: «و اتفقوا على ان الجسم من حيث هو جسم الذي هو جنس الانواع الطبيعية بوجه ماهية مركبة من جنس هو الجوهرية و فصل هو مفهوم قولنا: ممتد فى الجهات الثلاث و انما وقع الخلاف في ان الجسم بالمعنى المذكور، هل بسيط في الخارج او مركب فيه من مادة و صورة تحاذيان جنسه و فصله و على تقدير تركبه، هل هو مركب من جوهر و عرض او من جوهرين ...»