سه رسائل فلسفى - الملا صدرا - الصفحة ٣٢٥
نفس علمه تعالى بها هي أيضا نفس ارادته تعالى لها بمعنى مراديتها لا بمعنى [١]
[١]. اين مسأله كه جميع موجودات مراتب علم و اراده حقند، يكى از
مباحث عاليه عرفان و مبتنى بر وحدت شخصى وجود است. فهم اين بحث بسيار غامض است و
عادت اين عظيم آن است كه گاهى عالىترين دقايق را كه بر مهمترين قواعد توقف دارد،
با عبارتى كوتاه تقرير و اشاره نموده، رد مىشود و مشكل فهم اسفار بيشتر در اين
قبيل از تحقيقات است. آخوند در اسفار و يكى دو مورد از ديگر آثار خود، اين عبارت
را ذكر كرده (معلوم مىشود عبارت اين رساله غلط است و شايد ناسخى كه خود اهل علم
بوده است، از دشوارى مطلب را عوض كرده و به مسلك مشهور حمل نموده است). «... و اقول: هاهنا سرّ عظيم من الاسرار الالهية نشير إليه
اشارة ما و هو انه يمكن للعارف البصير ان يحكم بان وجود هذه الاشياء الخارجيّة من مراتب
علمه و ارادته، بمعنى عالميته و مريديته، لا بمعنى معلوميته و مراديته فقط و هذا
مما يمكن تحصيله للواقف بالاصول السالفة ذكره. [١]» بنا بر وحدت شخصى حق تعالى داراى بطون
و ظهور است دريا به خيال خويش موجى دارد خس پندارد كه اين كشاكش از اوست