سه رسائل فلسفى - الملا صدرا - الصفحة ١٧١
«ان للقرآن ظهرا و بطنا و حدا و مطلعا»، مطلع عبارت است از اين مقام و موطن كه اهل عرفان از آن به مقام واحديت تعبير نمودهاند.
چون مقام و مرتبه ولايت كليه مطلقه، مرتبه او ادنى و احديت وجود است، حقيقت ولويه عليه السّلام در مقام فناى در احديت متحد است با ما بعد مطلع كتاب و مطلع كتاب (قرآن) منطبق است با مقام قاب قوسين و واحديت كه مقام ظهور اسم اللّه نيز به آن اطلاق شده است. حقيقت محمديه و علويه در مقام اسماء و صفات متحدند و چون اسم اللّه حاكم بر اسماء ديگر است، از جمله اسم متكلم، مطلع قرآن از تجلى حقيقت محمديه و علويه ظاهر شده است؛ بنا بر اين قرآن به اعتبار بطن آخر كه مرتبه وجود منبسط و نفس رحمانى (و تجلى حق به صورت وجود كلى عام مطلق) و يا مرتبه عقل اوّل است از تجلى و ظهور انسان كامل ظاهر شده است [١] و به عقيده اهل معرفت عقل اوّل (و قهرا كينونت عقلى قرآن) از حسنات مقام عقلى انسان اوّل و قلم اعلاست، لهذا امير مؤمنان فرمود: «انا القلم» و فى المأثورات «اوّل ما خلق اللّه القلم».
شيخ عارف كامل، عبد الرزاق كاشانى أمّ الكتاب را حمل بر مرتبه روحانيت مقام ولايت كليه ولويه نموده و گويد: لذا اهل معرفت گويند قرآن شرح حال انسان كامل است.
قرآن از آنجايى كه صورت علم حق است و علم حق عين ذات اوست و صفات زائد بر ذات، مستلزم نقص و امكان و خلو ذات از صفات كماليه است، بايد مراحلى از وجود را در مقام تنزل طى نمايد، تا به صورت نقوش و الفاظ ظاهر شود و كلام حق عبارت از ايجاد اصوات در اجسام نيست وگرنه بايد هر كلامى، كلام حق باشد؛ بلكه كلام عبارت است از تجلى اعرابى
[١]اين كه برخى از محققان علماى اماميه جمع نمودهاند بين قول
به حدوث قرآن و قدم آن، به آنچه ذكر شد نظر داشتهاند؛ چون الفاظ قرآن و نقوش و
صور و نيز سور مكتوب موجود بين الدفّتين مانند وجود حضرت ختمى مرتبت به اعتبار
وجود مادى، حادث به حدوث زمانى است و معتقد به قدم اين نقوش و الفاظ معنى قديم و
حادث را نفهميده است و قول قدم قرآن ناچار بايد حمل شود بر بطون قرآنيه و مطلع
آنكه عبارت است از أمّ الكتاب (عقول طوليه و عرضيه) كه قديم زمانى و حادث ذاتى و
مسبوقالوجودند به حق قديم، قديم الإحسان. و از آنجايى كه قرآن صورت علم حق است، مقام بطون آن قهرا منطبق است
بر مقام علم حق به حقايق در و احديت و باطن آن مقام اتحاد صفات با ذات است.