سه رسائل فلسفى - الملا صدرا - الصفحة ١٦٨
مباحث مربوط به تفسير، بدون آنكه به كتب محققان از مفسران رجوع نمايد، در چند مورد به شيعه تاخته و اصولا در باب تفسير به احاديث عترت اشاره هم ننموده. در حالتى كه در اين اواخر تصميم گرفته شد كه مواضع خلاف بين شيعه و سنى كنار گذاشته شود.
ايشان افاده مرام فرمودهاند كه: على عليه السّلام مبتلا به شيعيانى شد كه در حق او غلو نمودهاند و او را بر أبو بكر و عمر و عثمان ترجيح داده و به فضيلت او معتقد شدند و در اظهار حب به او طريق افراط پيمودند. بنا بر افادات اين آقا جماعت كثيرى از عامه را بايد از غلات شر دانست.
زرقانى با اين كه مردى دانشمند و متتبع و مسلط به مباحث مربوط به علم قرآن است، در علم كلام راجل و از عقليات و عرفانيات كم بهره است و در برخى مباحث در چهار چوب تقليد از قدماى متكلمان و عقائد واهى آنان، خود را محصور نموده است؛ ولى بايد انصاف داد كه در فن خود زحمت زياد متحمل شده و بحمد اللّه تعالى اثر خوبى از خود باقى گذاشته است، نظير او و محققتر از او در اين مباحث و مباحث ديگر مربوط به علوم اسلامى در دانشگاه الأزهر نسبة زيادند.
بيان مناسبت بين قرآن و عترت بر مسلك اهل عرفان و توحيد [١]
در جميع مراتب وجودى و تجليات حق، قرآن و عترت متحدند و در عالم فرق و ماده متمايزند، لوجوه المناسبة الموجودة بين الكتابين، اى كتاب التكوين و كتاب التدوين، و جميع القاب و اسامى موضوع از براى كتاب تدوين بر كتاب تكوين نيز صادق است.
بيان اين معنا توقف دارد بر ذكر مطالب و تحقيقات عاليهاى كه لا يسعها كثير من الأفهام و كل ميسر لما خلق لأجله. ولى از باب لكل كلمة مع صاحبتها مقام (سخن را روى با صاحبدلان است) يجب اظهار حقيقت كلام نبوى، بلكه افشاء سرّ موجود در كلام حضرت ختمى: «انى مختلف
[١]هذا التحقيق موافق لما ذكره الشيخ الأكبر فى الفتوحات و
المولى عبد الرزاق فى التأويلات (تأويلات قرآن عبد الرزاق كاشى كه به نام تأويلات
محيى الدين در دو جلد در احمدآباد هند چاپ شده است، تفسير سوره عمّ- النبأ العظيم
هو القيامة ...) لذا قيل فى حق على هو النبأ العظيم لكونه جامعا بين المقامين
الفرقان و القرآن. و در جاى ديگر از تفسير گويد: و لذلك قال على: انا كلام اللّه
الناطق.