سه رسائل فلسفى - الملا صدرا - الصفحة ١٥٦
اعتبارى بطون كتاب تدوين و تكوين نهايت ندارد؛ اينها امورى است كه اهل تحقيق براى خود اصطلاح به وجود آوردهاند، تا حقايق را به صورتهاى مختلف تقرير نمايند و مواردى كه تأويل و تفسير اطلاق شده است (در كتاب و سنت)، همان چند معناى اوّل است كه با معانى لغوى تأويل سازش دارد.
ديگر از وجوه فرق بين تفسير و تأويل، وجهى است كه صدر المتألهين و شاگرد او آخوند فيض (قدّس سرّه) بيان فرمودهاند و آن از اين قرار است:
فيض كاشانى در كتاب مستطاب معارف الهيه [١] به تبع استاد خود مطلبى بيان نموده است كه حاصل آن در اين اينجا ذكر مىشود:
ملا محسن فيض در مقدمه كتاب تفسير خود (تفسير الصافى) و رساله (المعارف الإلهية) و كتاب (عين اليقين) و بعضى ديگر از آثار خود، به تبع استاد علام خود، در مقام فرق بين تأويل و تفسير چند اصل مقرر داشته و نتيجه گرفته است كه شخص واقف در مقام تفسير، حكم شخص نائم را دارد و بعد از بيدارى به حقيقت كلامى إلهى مثلا پىبرده و به مقتضاى كلام معجز نظام «الناس نيام، فاذا ماتوا انتبهوا»، بعد از عروج به مقام ملكوت آنچه را كه درك مىكند، تأويل كلام حقّ است و تأويل به عقيده ملا صدرا- كما صرح به فى هذه الرسالة- به منزله تعبير خواب است.
قال العلامة المحقق فى كتبه: [٢] «... ما من شيء فى عالم الحس و الشهادة الّا و هو مثال و صورة لأمر روحانى فى عالم الملكوت، و هو روحه المجرد و حقيقته الصرفة ... و عقول الخلائق فى الحقيقة
[١]. نظر به اين كه اين معنا از تأويل كه در كلمات فيض و استاد
علام او موجود است، تحقيق و مختار جمع كثيرى از محققان است، كلام او را تقريبا
مفصلتر از ديگران نقل مىنماييم و قول تحقيقى نيز در اين باب مختار شيخ اكبر، ابن
عربى است كه مختار نگارنده اين سطور است و اين قول نزديك است به مختار و مشرب صدر
الحكماء- قدس اللّه نفسه. (اين كتاب در دست طبع است و به زودى با مقدمه حقير منتشر
مىشود.) [٢]. رجوع شود به مقدمه كتاب تفسير صافى و أوائل كتاب عين
اليقين [١]
و
رساله المعارف الإلهيّة و نيز رجوع شود به اواخر تفسير آية الكرسى از صدر
المتألهين.
[١] عين اليقين، ط تهران ١٣٢٣ ه. ق، ص ٢٤٢، ٢٤٣، ٢٤٤.