سه رسائل فلسفى - الملا صدرا - الصفحة ١٥٤
بيان شده است. يكى آنكه تفسير اراده يك معناى معين و مشخص است از الفاظ و عبارات كتاب و تأويل اراده كليه معانى محتمله است.
ديگر آنكه تفسير توجيه نمودن لفظ است به معنايى كه غير آن احتمال داده نشود و تأويل اراده معناى واحد است از معانى متعدد، با قيدى كه ذكر شد. و ديگر آنكه متعلق تفسير روايت و متعلق تأويل درايت است و وجه ديگر آنكه اراده جميع معانى لفظ، تأويل [١] و تعيين يك معنا و اراده آن، تفسير است. وجه ديگر آنكه تفسير عبارت است از تعيين مقصود از لفظ به اراده استعمالى و تأويل در اين صورت و فرض عبارت است از بيان مراد و تعيين مقصود و غرض جدى به اراده واقعى.
و فرق است بين اراده جدى [٢] و اراده استعمالى، كما حقق فى الاصول و در اين مقام
[١]متكلّم إلهى چون احاطه قيوميه و معيت تامه به جميع اشياء
با جميع حقايق دارد، مىتواند لفظ را مرآت معانى متعدد و متكثّر قرار دهد و از لفظ
جميع معانى و مصاديق را اراده نمايد (نه آنكه لفظ قالب مطابقى باشد، براى يك معنا
و بقيه معانى از لوازم احتمالى معنا يا لفظ باشند و يا معانى داراى لوازم متعدد
باشند، كما توهمه المحقّق الخراسانى، صاحب الكفاية در بيان معناى ان للقرآن بطنا و
لبطنه بطنا ...) و ما بيان خواهيم نمود كه استعمال لفظ در اكثر از معناى واحد، در
اين باب جائز بلكه واقع است. در اين مورد تمام معانى به يك لحاظ سعى اطلاقى
انبساطى مورد لحاظ واقع شدهاند و لفظ در كافّه معانى، يعنى در جميع آنها به يك
اطلاق سعى انبساطى استعمال گرديده است. بنا بر اين فرض در قرآن كريم مثلا از لفظ ميزان (نضع موازين القسط)
در مقام تفسير يك معنا از معانى ميزان اراده مىشود، ولى در مقام تأويل در مقابل
لفظ ميزان جميع معانى ميزان (از باب آنكه ميزان وضع شده است از براى معنى عام؛ چون
موضوع له الفاظ در اصطلاح ارباب تحصيل معانى عامه است) از عقل و منطق و نحو و صرف
و علم اخلاق و اسطرلاب و قپّان و شاقول و ترازو و پرگار تا امام و كتاب مبين و ...
اراده مىشود. [٢]يكى از اكابر عصر ما (سيد اهل التحقيق مجتهد بارع كامل و
حكيم محقق و عارف متألّه المترقى بمدارج الحق و اليقين سيد محمّد كاظم عصار.)-
ادام اللّه تعالى ظله- در اين باب فرمايد: «... مثلا ما مشاهده مىكنيم كه در قرآن مجيد سه قسم جزا و اجر
براى انفاق در راه خدا مقرر شده است كه بين آنها اختلاف و فرق زياد است. مفسّر اين
مراتب را مستند به فعل حق تعالى مىداند و اين عقيده را دارد كه خداوند هرچه
بخواهد، به هركس مىدهد بدون ملاحظه اختلاف قوابل و نظر به اين معنا كه جزاف در
فعل حق نيست و اراده جزافى از او مسلوب است، ولى لسان تأويل از اين مرحله بر كنار
است و مراتب را به حسب مراتب قوابل و تفاوت بين درجات آنها، مختلف مشاهده
مىنمايد. چه آنكه اگر شخص انفاقكننده در قالب