سه رسائل فلسفى - الملا صدرا - الصفحة ١٤٢
در مبحث قبل بيان كرديم كه مقام ظهر قرآن با مقام ظاهر انسان از باب مناسبت تامه و محاذات كليه بين كتاب تدوين و كتاب تكوين مطابقت دارد و مقامات باطنى انسان به حسب قوس صعودى، با مراتب و مقامات كه همان بطون قرآنيه باشد مطابقت دارد؛ لذا انسان بالغ به مقام عقل كه مقامات نفس را پيموده است، لسان مرتبه او در قرآن مجيد آياتى نظير «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا، أَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ، وَ بَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ» است.
چون عقل انسانى شايق به لذات باقيه و حشر با اهل ملكوت و ملائكه است، اين لطيفه انسانى مقتضى خروج از مرتع بهايم و ورود در عالم انبيا و صالحان و شهدا است [١].
برخى از مخاطبان كلمات الهيه و خطابات ربانيه اعم از قرآنيه و حديث، چون به حسب سير عروجى و معراج تركيب به مقام و منصب روح ايمان و آخر درجات آن و حقيقت ايمان رسيدهاند و از مقام حق ايمان به مرتبه عالى تر صعود نمودهاند و به مقام عيان و شهود و كشف واصل شدهاند و از قيود ايمان حجابى رستهاند و از مقامات به مقام قرب نوافل و از بطون سبعه به بطن ثالث و از فتوح به فتح مبين نايل گشتهاند، لسان حال و طلب آنان آياتى نظير: «وَ لَقَدْ رَآهُ بِالْأُفُقِ الْمُبِينِ» و «سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى، لِنُرِيَكَ مِنْ آياتِنَا الْكُبْرى،
[١]اين مقام و مرتبه را مرتبه اسلام ناميدهاند، از آن جهت كه واصل به اين مقام تابع حكم عقل است و عقل او را تسليم مبدأ نموده و مقتضاى آن ملازمت اوامر و اجتناب از نواهى است؛ چون عقل نورانى بين حسنات و سيئات تميز قائل است و درك مىكند كه بر حسنات و سيئات ثواب و عقاب مترتب است، شخص در اين مقام عالم به وعد و وعيد است.
همانطورى كه قبلا بيان نموديم، سالك بعد از بيدارى و تنبّه به لذات فانيه و ملكات حاصل از اعمال مخصوص به عالم طبع و قواى بهيميه پشت مىنمايد و نفس خويش را از اعمال غير مرضى بازمىدارد و بعد از طى دايره اسلام و حصول علم قطعى، به مراتب ايمان و تحصيل عقائد صحيح توسط عقل مستكمل علم تفصيلى كه مقدمه كشف و شهود عيانى است، به حق تعالى و ملائكه و كتب و رسل إلهى به هم مىرساند و به تدريج وارد مقام احسان مىشود.
و مرتبه دوم احسان، اوّل مرتبه و مقام دخول در بطن دوم از بطون سبعه است، راجع به عبادت حق مطلق و شهود مبدأ وجود و عوالم غيبى به نحو (كأنّ) كه بطن دوم از بطون سبعه است؛ از ائمه شيعه روايات متعدد در اين باب مأثور است كه ما چندين مورد از اين موارد را در شرح فصوص نقل نمودهايم.