سه رسائل فلسفى - الملا صدرا - الصفحة ١٣٩
إلا لصاحب الإرث المحمدى فانه له خاصة.
قال الشيخ فى تفسير الفاتحة [١]: «بين مرتبة كنت سمعه و بصره و مرتبة الكمال المختص [٢] بصاحب احدية الجمع مراتب: منها، مرتبة النبوة ثم الرسالة، ثم الخلافة اعنى الرسالة المقرونة بالسيف المختصة بأولى العزم، كل من الثلاث بالنسبة الى امة مخصوصة، ثم العامة من الثلاث، ثم الكمال المتضمن للاستخلاف الأتم من الخليفة الكامل لربّه سبحانه، فما ظنّك بدرجات الأكملية التى وراء الكمال ...».
انسان منغمر در طبيعت و محاط به لوازم عالم حيوانى بعد از بيدارى از خواب غفلت، خويش را منغمر در موجبات مهلكه مشاهده مىنمايد و بعد از مشاهده نعم الهيه به تدريج
[١]رجوع شود به تفسير شيخ كبير محقق قونيوى، طبع حيدرآباد دكن، ص ٣٢.
[٢]آنچه كه باعث تقرب و نزديكى انسان سالك به حق تعالى مىشود، از اعمال و عبادات يا از نوع نوافل و مستحبات است و يا از سنخ واجبات؛ آنچه كه فعل آن لازم و ترك آن حرام است، از واجبات و آنچه از اعمال كه ترك آن جائز است و مصلحت در فعل الزامآور نيست و فعل به سر حد وجوب نرسيده است، از مستحبات و نوافل به شمار مىرود. واجب و مستحب هر دو، در جهت تقرب و اين كه موجب نزديكى به حقّند، مشتركند.
اهل عرفان معتقدند كه در نوافل (شايد به واسطه جواز ترك و عدم وجوب فعل و الزام آن) وجود عابد فانى در معبود نيست و جهت خلقى در جهت حقّى مندك نمىشود و صحبت از وجود عبد در ميان است. نتيجه نوافل همين اندازه اثر دارد كه باعث غلبه حقيقت بر جهات خلقى مىشود و نه به تمامها و در اين قرب حاصل از عمل به نوافل عبد سالك فاعل و مدرك باشد و حق تعالى شأنه آلت اوست. حديث (لا يزال يتقرب عبدى الى بالنوافل حتى كنت سمعه و بصره و لسانه و يده و رجله ...) ناظر به اين است، ولى در قرب فرائض جهت خلقى به كلى فانى در جهت حقى مىشود و وجود مجازى عبد سالك از ميان مىرود و ذات سالك فانى در ذات مىشود و به اين مرتبه و مقام ناظر است (ان اللّه قال على لسان نبيّه او عبده سمع اللّه لمن حمده).
بايد دانست كه مقربان از چهار قسم بيرون نيستند، چه آنكه يا به قرب نوافل متحقّقند و يا به قرب فرائض و يا به جمع بين اين دو قرب، بدون تقيّد به يكى از اين دو و بىمناوبه كه گاهى يكى باشد و گاهى ديگرى، بلكه به هر دو قرب با هم و احكام اين دو متحقّق باشند. از اين مرتبه به مقام جمع الجمع و قاب قوسين و مقام كمال تعبير نمودهاند و الى هذا المقام اشير فى قوله تعالى: إِنَّ الَّذِينَ يُبايِعُونَكَ إِنَّما يُبايِعُونَ اللَّهَ، يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ.
اگر سالك به هيچ يك از احوال سهگانه پابند نباشد، بلكه به هريك از دو قرب و به جمع بين اين دو و نيز بىتقيّد به هريك از اين احوال ظاهر شود، به مقام احديت جمع واصل شده است و از مقامات داراى مقام او ادنى و از فتوح به فتح مطلق نايل آمده است، آيه «ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى» اشاره به اين مقام و لسان مرتبه صاحب آن است.