سه رسائل فلسفى - الملا صدرا - الصفحة ١٣٤
حاصل شده است و اين مرتبه از وجود كتاب جامع تام و كامل إلهى است كه اصل جميع كتب الهيه به شمار مىرود [١].
قرآن مجيد و كلام إلهى كه علم تفسير مبيّن و شارح آن مىباشد، مشتمل است بر معرفت توحيد؛ انواع و اقسام آن، چون قرآن ترجمان حال خلائق است و مردم در معرفت حق داراى مراتب و درجات و مقامات مختلفند، برخى از مردم كه اهل حجب و واقع در صريح عالم ماده و محاط به عوارض عالم طبيعتند، حق را به چشم قلب نمىبينند و از كثرت و عوارض آن به حق استدلال مىكنند، آياتى كه مردم را از طريق تفكر در خلق به حق دعوت مىنمايند، نظير «أ فلا ينظرون إلى الإبل كيف خلقت» ترجمه حال آنهاست. برخى قدم را بالاتر گذاشته با آنكه از كثرت به وحدت استدلال مىكنند، مع ذلك بويى از درك اصل وحدت به مشام جان آنان رسيده است و آياتى نظير: «سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ فِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ ...» ترجمان احوال آنان است. بعضى از خواص خلق، حق را به چشم جان مىبينند و كلام حق را به گوش دل مىشنوند، اگرچه اين طائفه نيز داراى مراتب مختلف مشككند، ولى جامع مراتب آنها شهود اصل وحدت است؛ آياتى نظير «وَ فِي أَنْفُسِكُمْ أَ فَلا تُبْصِرُونَ» و «شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ» ناظر به
[١]اگر مراد از كلام، كلام و كتاب تدوينى نيز باشد، علم جامع
به تفسير كه همان كشف معانى الفاظ و مراد از معانى كلمات است، على ما هي عليها
توقف دارد بر احاطه به اين كلمات و حصول علم به الفاظ و كلمات قرآنيه از جهت علم
به علل يا علت ظهور اين كلمات و تنزل آن از مقام غيب وجود به قلب حضرت ختمى مقام و
از آنجايى كه ظواهر و محسوسات قائم به معانى و بواطن هستند و قرآن نيز داراى بطون
متعدد است، علم تام به حقيقت قرآن اختصاص به اوليا و ورثه علم آن حضرت (عترت
طاهرين) دارد و واسطه تنزل كلمات قرآنيه از مقام عالم حق به شهادت و ظاهر، اگرچه
جبريل است و ليكن جبرئيل يكى از اشعّات و لمعات حقيقت محمديه است كه: احمد ار بگشايد آن پرّ جليل تا ابد مبهوت ماند جبرئيل