سه رسائل فلسفى - الملا صدرا - الصفحة ١٢٤
كلامى و تعينات احكام اسم «المتكلم» مىباشد و صاحبان ولايت كليه و كمّل از اولياى محمديين، محيط به بطون سبعه قرآنيهاند و از جهت آنكه مقام آنها، حضرت احديت جمع الجمع است، واقف به اسرار كلام احدى و شاهد تجلى حق به اسم المتكلم هستند، بلكه وجود كلى آن بزرگواران مفتاح مفاتيح اسماء غيب و شهود است؛ جميع آيات الهيه نزد آنان محكم و جميع مراتب كليه كتاب اعم از تكوينى و تدوينى نزد آنان مصداق «كتاب أحكمت آياته ثمّ فصّلت» مىباشد و نزد آنان كليه آيات الهيه از محكمات به شمار مىروند.
نزد جمعى از مردم كه قوه واهمه در آنان حاكم مطلق است، جميع آيات الهيه از كتاب تكوينى و تدوينى متشابه است. اين مردم در كليه امور مبتلا به وسوسهاند و در عقائد، هرگز به مطلبى جزم پيدا نمىنمايند. گفت: «يا محمد- و چهبسا در بديهيات شك نمايند مثل آن شخص كه به پيغمبر قانع نمىشود- مع علمى بانك رسول اللّه لا اصدقك».
نزد اغلب مردم برخى از آيات الهيه از محكمات و برخى از متشابهات است، آيه «مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ» در شأن آنان نازل شده است و اين كه گفتيم ممكن است برخى از آيات متشابهه تبديل به محكمات شود و يا آنكه ممكن است آيات نزد برخى محكم و همان آيات نزد ديگران از متشابهات باشند، يا بالعكس و يا آنكه جمعى در زمانى مخاطب به آياتى و در زمان ديگر به آيات ديگر مخاطب باشند و يا آنكه ممكن است برخى از احكام به اختلاف زمان تغيير و تبديل يابد در حق طايفه سوم از مردم متصور است و مأثورات وارده از طريق اهل بيت عليهم السّلام در باب احتياج به امام در فهم حقايق قرآنى و لزوم رجوع به امام، جهت تميز محكمات از متشابهات در حق طايفه سوم متصور است.
هذا تمام الكلام فى هذا المقام. الحمد للّه أولا و آخرا و ظاهرا و باطنا. ما در مباحث بعد مىپردازيم به بيان وجوه فرق بين تفسير و تأويل و معناى حديث نبوى: «ان للقرآن ظهرا و بطنا و ...» با بيان و تقرير احاديث راجع به عترت و نيز تقرير برخى از مواضع مشكلات رساله به نحو
وارد از حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله را كه فرمود: «انزل القرآن على سبعة احرف، لكل حرف منها
ظهر و بطن و لكل حرف حد، و لكل حد مطلع». (مقدمه تفسير فاتحة الكتاب تأليف شيخ
كبير، غوث اعظم صدر الدين قونيوى (قدّس سرّه)، ط حيدرآباد دكن، ص ٢).