سه رسائل فلسفى - الملا صدرا - الصفحة ١١٢
و داراى معانى عاليهاند و قرآن كريم متضمن عالىترين تحقيقات در ربوبيات است، از معرفت ذات و صفات و اسماء و علم به آخرت و مراتب و درجات آن و على التحقيق به يك معنا، فواتح سور قرآنيه و برخى از آيات كه نسخ و عدم نسخ آن مورد اختلاف است؛ اما آنچه را كه برخى از عامه از متشابهات آيات قرآنيه و روايات وارد از حضرت رسول كه به حسب الفاظ، مشابه اين آياتند دانستهاند، از قرار زير است:
و فى الاتقان: «و من المتشابهان آيات الصفات و منها فواتح السور ...».
برخى از قدما و متأخران در آيات صفات و كيفيت تشابه اين آيات، رساله و كتاب مستقل تأليف نمودهاند و آياتى از قبيل «الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى» و «كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ وَ يَبْقى وَجْهُ رَبِّكَ ...» و «لِتُصْنَعَ عَلى عَيْنِي» و «يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ» و «السَّماواتُ مَطْوِيَّاتٌ بِيَمِينِهِ» را متشابه پنداشتهاند.
چون مفسران و اخباريون و اهل حديث از عامه، قدرت و توانايى غور در مباحث ربوبى را نداشتهاند، در مقام تفسير آيات مربوط به ربوبيات و إلهيات، مطالب موهوم به رشته تحرير در آوردهاند و چون از فهم غوامض علم إلهى موجود در قرآن و حقايق و دقايق مربوط به آغازشناسى و انجامشناسى- لطائف و حقايق مربوط به مبدأ و معاد- عجز داشتهاند، عملا آنچه از قرآن كتابى كه مشتمل است بر عالىترين مطالب مربوط به مبدأ و معاد استفاده كردهاند، مطالبى است سطحى و معمولى. و گاهى مطالبى موهوم را كه ساخته فكر غوطهور در اوهام و خرافات آنان است به قرآن نسبت دادهاند و در بسيارى از مطالب مرتبط به عقائد، امورى را به قرآن نسبت دادهاند كه خدا و رسول از آن موهومات مبرا هستند. اگر كسى در اصول عقائد مدون در كتب كلامى سير نمايد و به مآخذ عامه- اهل سنت- در عقائد مراجعه نمايد، تصديق خواهد نمود كه احتياج به عترت از حيث اهميت، در عرض احتياج به قرآن قرار دارد و نيز اذعان مىنمايد كه رجوع به قرآن مجيد و اعراض از اهل عصمت و طهارت و راسخان در علوم قرآن، چه مفاسدى را دربرداشته است. به هر حال جمهور اهل سنت و محدثان از عامه، در آيات متشابه گفتهاند: «يجب الايمان بها و تفويض معناها المراد منها الى اللّه و لا نفسّرها، مع تنزيهنا له عن حقيقتها.»