بازشناسى منابع اصلى رجال شيعه - رحمان ستايش، محمد كاظم؛ جديدي نژاد، محمد رضا - الصفحة ٤٢ - خاندان نجاشى
نجاشى رحمه الله وى را اين گونه معرّفى مىكند:
عبد اللَّه بن النجاشىّ بن عثيم بن سمعان، أبو بجير الأسدىّ النصرىّ.[١] مراد از «نصرى»، منتسب بودن وى به بنى نصر بن قعين است.
نجاشى رحمه الله در توصيف وى مىگويد:
او از امام صادق عليه السلام نامهاى را- كه امام عليه السلام به وى نگاشته بود- روايت كرده است. او از طرف منصور، والى اهواز بوده است.[٢] اين عبارت، بر توثيق يا تضعيف عبد اللَّه دلالت ندارد. از اين رو، متأخّرانِ از نجاشى، در وثاقت و ضعف وى، اختلاف كردهاند و هر دسته، دلايلى را براى رأى خويش اقامه نموده است.
در روايات، شواهدى وجود دارد كه بر امامى بودن وى دلالت دارد، از جمله:
كشّى به سند خويش، از عمّار سجستانى نقل مىكند كه:
از سجستان تا مكّه با ابو بجير عبد اللَّه بن نجاشى همراه گشتم و او اعتقاد زيديّه داشت. هنگامى كه به مدينه رسيديم، من به سوى امام صادق عليه السلام رفتم و او به سوى عبد اللَّه بن حسن رفت.
چون باز گشت، وى را مضطرب ديدم. او در بستر مىغلطيد و آه مىكشيد. پس به او گفتم: اى ابو بجير! تو را چه مىشود؟ وى گفت: «هنگامى كه صبح دميد، از امام خود برايم اجازه ملاقات بگير».
چون صبح شد، بر امام صادق عليه السلام وارد شدم و پس از كسب اجازه از امام عليه السلام، وى بر ايشان وارد شد. امام عليه السلام وى را نزديك خود جاى داد. سپس ابو بجير گفت: «فدايت شوم! من هميشه به فضل شما اقرار داشتهام و [هماكنون] حقّ امامت را براى شما مىدانم و نه جز شما».
پس از پايان ماجراى ملاقات، عمّار سجستانى مىگويد:
ابو بجير به من گفت: «اى عمّار! شهادت مىدهم كه اين، عالِم آل محمّد است.
اعتقاد من باطل بود و او صاحب امر و امام است».[٣]
[١]. رجال النجاشى، ص ٢١٣( ش ٥٥٥)
[٢]. رجال النجاشى، ص ٢١٣٤( ش ٥٥٥)
[٣]. اختيار معرفة الرجال، ص ٤٠٣( ش ٦٣٤)؛ الكافى، ج ٧، ص ٣٧٦( ح ١٧)؛ بصائر الدرجات، ص ٢٤٥( ح ٦)