بازشناسى منابع اصلى رجال شيعه - رحمان ستايش، محمد كاظم؛ جديدي نژاد، محمد رضا - الصفحة ٣٣٢ - دو اقوال در قرائت و معناى«أسند عنه»
در ردّ اين قرائت و تفسير، در منتهى المقال آمده است:
اين وجه با عبارت شيخ طوسى رحمه الله در شرح حال جابر بن يزيد (أسند عنه روى عنهما عليهما السلام[١]) و نيز با عبارت وى در شرح حال محمّد بن مسلم (أسند عنه، قصير و حدّاج، روى عنهما عليهما السلام[٢]) و نيز با عبارت وى در شرح حال محمّد بن اسحاق بن يسار (أسند عنه، يكنّى أبا بكر ... روىعنهما عليهما السلام[٣]) منافات دارد.[٤] توضيح منافات، آن كه: چنانچه ضمير در «عنه» به امام صادق عليه السلام باز گردد و معناى آن، روايت نمودن صاحب شرح حال از امام صادق عليه السلام باشد، ديگر معنا ندارد كه شيخ طوسى رحمه الله براى بار دوم به آن تصريح كند.
قول سوم. قرائت «أسند» به صيغه فعل مجهول است و مراد از «أُسنِدَ عنه» اين است كه مشايخ و بزرگان محدّثان، بر صاحب شرح حال، اعتماد نموده و از وى روايت كردهاند.
بر اساس اين قرائت، ضمير در «عنه» به صاحب شرح حال برمىگردد.
مجلسىِ اوّل، اين قول را ارائه كرده و تعبير مذكور را به منزله «توثيق صاحب شرح حال» دانسته است.[٥] در منتهى المقال، پس از نقل اين قول، آمده است:
احتمالًا بيشتر عالمان، همين وجه را براى «أسند عنه» پذيرفتهاند. آنان گفتهاند كه اين جمله بر مدح دلالت مىكند؛ زيرا به كسى اسناد داده نمىشود، مگر به آن كه قابل استناد و مورد اعتماد باشد.[٦]
[١]. رجال الطوسى، ص ١٧٦( ش ٢٠٩٢)
[٢]. رجال الطوسى، ص ٢٩٤( ش ٤٢٩٣)
[٣]. رجال الطوسى، ص ٢٩٤( ش ٤٢٩٣)
[٤]. منتهى المقال، ج ١، ص ٧٤
[٥]. روضة المتّقين( ج ١٤، ص ٦٤). وى در شرح حال ايّوب بن حر مىگويد:« المراد به، أنّه روى عنه الشيوخ و اعتمدوا عليه. و هو كالتوثيق، و لا شكّ أنّ هذا المدح أحسن من" لا بأس به"»
[٦]. منتهى المقال، ج ١، ص ٧٣