بازشناسى منابع اصلى رجال شيعه - رحمان ستايش، محمد كاظم؛ جديدي نژاد، محمد رضا - الصفحة ٣٧٣ - زادگاه كشى
روستا ارتباطى ندارد، ضمن اين كه هيچ يك از علماى معروف، از اهالى روستاى مذكور شمرده نشدهاند.[١] محدّث نورى در خاتمة مستدرك الوسائل، پس از نقل كلام مير داماد، در تأييد كلام وى مىگويد:
شاهد بر صحّت اين كلام، آن كه: اغلب مشايخ و راويان كشّى، از اهالى شهر مزبور در ماوراءالنهر بودهاند و عيّاشى نيز كه استاد كشّى بوده و كشّى بسيارى از احاديث را بر او قرائت كرده و در جرح و تعديلِ راويانْ بر او اعتماد مىكرده، سمرقندى بوده است.[٢] آنچه در مورد كلام محدّث نورى به نظر مىرسد، اين كه: استشهاد محدّث نورى به بودن اغلب مشايخ و راويان كشّى از اهالى كَشّ ماوراءالنهر، مصادره به مطلوب است؛ زيرا همين بحث در مورد عيّاشى هم مطرح است و دليلى بر اين كه وى از اهالى كشّ ماوراءالنهر بوده، وجود ندارد.
از سوى ديگر، ظاهراً استشهاد محدّث نورى، ناظر به تعبيرى است كه شيخ طوسى در كتابش در باب «من لميروِ عن واحد من الأئمّة عليهم السلام» درباره مشايخ و راويان كشّى آورده است؛ زيرا مرحوم شيخ در اين باب، نام بسيارى از مشايخ كشّى را ذكر، و تصريح نموده كه آنان مقيم كشّ يا از اهالى آن جا بودهاند.[٣] بديهى است كه يك روستا، هر قدر هم كه بزرگ و داراى زمينههاى علمى باشد، هرگز اين تعداد عالِم و راوى نمىتوانند در آن اقامت داشته باشند. از اين رو، به احتمال قوى، مراد شيخ طوسى از «كشّ»، همان شهر ماوراءالنهر بوده است.
كلام دو جغرافيدان بزرگ (اصطَخرى و ابن حَوقل) نيز نظريّه مير داماد و محدّث نورى را تأييد مىكند، بدين ترتيب كه:
[١]. الرواشح السماويّة، ص ١٢٧( راشحه بيستم)؛ اختيار معرفة الرجال( با تعليقه مير داماد)، ج ١، ص ٥
[٢]. خاتمة مستدرك الوسائل، ج ٣، ص ٢٩٠ و ٢٩١
[٣]. براى نمونه، ر. ك: رجال الطوسى، ص ٤٠٧( ش ٥٩٢٩) و ص ٤١٨( ش ٦٠٤٢) و ص ٤٢٨( ش ٦١٥٥) و ص ٤٢٩( ش ٦١٦٣ و ٦١٦٤) و ص ٤٤٠( ش ٦٢٨٤)