بازشناسى منابع اصلى رجال شيعه - رحمان ستايش، محمد كاظم؛ جديدي نژاد، محمد رضا - الصفحة ١٤١ - نظريه تقدم آراى نجاشى بر كشى و شيخ طوسى
تخصّص نجاشى در رجال است و مىتواند مرجّحى براى رأى وى باشد.[١] همچنين گاه تأليفات زياد، ولو در يك رشته از علم، موجب مىگردد كه مباحث، كمال و دقّت و عمق خود را از دست بدهند كه اين نيز در مورد نجاشى، صادق نيست.
دليل سوم. دانش رجال، ارتباطى بسيار نزديك با دانش تاريخ و انساب دارد و نجاشى رحمه الله عالِم به اين دو دانش بوده است.
از لا بهلاى كلمات نجاشى كه در بسيارى از موارد، نام فرزندان و برادران و پدران و اجداد افراد و احوال آنان را در بر دارد، همچنين از تأليف شدن كتابى درباره تاريخ كوفه و آثار و فضايل آن به وسيله نجاشى، و نيز از تأليف شدن كتابى درباره انساب بنى نصر بن قعين و تاريخ آنان به وسيله وى، آشكار مىشود كه او در دانش تاريخ، متبحّر بوده است. وى در شرح حال برخى از رجال، كتاب تاريخ را از تأليفات آنان ذكر كرده است، از جمله در شرح حال: ابن عقده،[٢] هشام بن حكم[٣] و ....
در مقابل، شيخ طوسى در شرح حالها، از كتابهاى تاريخ، هيچ نامى نياورده و خود نيز كتاب تاريخ، تأليف نكرده است.
دانش رجال، ارتباطى بسيار نزديك با دانش تاريخ و انساب دارد و حتّى برخى، دانش تاريخ را مرجع دانش رجال دانستهاند. چنانچه وابستگى دانش رجال به دانش تاريخ نيز انكار شود، استفاده دانش رجال از تاريخ و اين كه تاريخ، تقويتكننده دانش رجال است، انكارناشدنى است.
بر اين اساس، در موارد معارضه رأى نجاشى (كه عالِم به تاريخ است) با رأى شيخ طوسى (كه دستى در تاريخ ندارد)، ظنّ به صواب بودن رأى نجاشى، قوىتر است.
البتّه تعبير «قوىتر بودن ظنّ به رأى نجاشى نسبت به رأى شيخ طوسى» با نوعى تسامح همراه است؛ زيرا در مواردى كه دو رأى، نقيض يكديگرند، ظنّ به هر دو،
[١]. رجال السيّد بحر العلوم، ج ٢، ص ٤٧؛ الرسائل الرجاليّة، ج ٢، ص ٣١٦ و ٣١٧؛ سماء المقال، ج ١، ص ١٩٨
[٢]. رجال النجاشى، ص ٩٤( ش ٢٣٣)
[٣]. رجال النجاشى، ص ٤٣٣( ش ١١٦٤)