بازشناسى منابع اصلى رجال شيعه - رحمان ستايش، محمد كاظم؛ جديدي نژاد، محمد رضا - الصفحة ٣٢٨ - دو اقوال در قرائت و معناى«أسند عنه»
اسناد را براى سند نيز گفتهاند؛ ليكن اغلب آنان بر اين عقيدهاند كه تعريف دوم اسناد خبر دادن از طريق متن حديث») را نمىتوان تعريفى مناسب براى سند دانست؛ زيرا دو وصف صحّت و ضعف، به اعتبار «راويان» به طريق حديث نسبت داده مىشود، نه به اعتبار «خبردهنده از طريق».
بنا بر اين، امكان دارد كه خبر دادن از يك طريق ضعيف، ضعيف نباشد، بدين ترتيب كه راوىِ طريقِ ضعيف، خود ثقه و ضابط باشد، كه در اين صورت، خبر دادن، صحيح، و طريق، ضعيف است.[١] از آنچه در معناى اسناد گذشت، آشكار مىگردد كه به طور مثال، وقتى درباره زراره گفته مىشود: «أسند الحديث إلى أبى عبد اللَّه عليه السلام»، مراد، آن است كه زراره، حديث را به امام صادق عليه السلام نسبت داده است.
بايد توجّه داشت كه هرچند عالمان رجال و درايه، سند و اسناد را دو مقوله متفاوت دانستهاند، امّا به هر حال، اطلاق اسناد بر تمام سند و بويژه بر قسمتى از سند حديث، در ميان محدّثان، كارى بسيار متعارف است.
براى مثال، هنگامى كه مىگويند: «روى الصدوق بإسناده عن فلان»، مرادشان آن است كه شيخ صدوق با چندين واسطه از فلان شخص، روايت كرده است، كه البتّه واسطههاى محذوف، قسمتى از سند حديث، به شمار مىروند.
دو. اقوال در قرائت و معناى «أسند عنه»
از ديرباز، در قرائت (شيوه خواندن) و معناى «أسند عنه»، در بين محدّثان اختلاف بوده است. اين مبحث، اقوال مختلف در اين باره را ارائه مىكند:
قول اوّل. قرائت «أسند»، به صيغه فعل معلوم و مراد از «أسنَدَ عنه»، روايت كردن راوى از امام عليه السلام با اسناد و به صورت باواسطه است.
[١]. الرعاية فى علم الدراية، ص ٥٣؛ مقباس الهداية، ج ١، ص ٥١ و ٥٢