بازشناسى منابع اصلى رجال شيعه - رحمان ستايش، محمد كاظم؛ جديدي نژاد، محمد رضا - الصفحة ١٢٦ - ٥ خاندان هاى ثقه
به نظر مىرسد كه اين امر، مبتنى بر يك جريان غالبى است، كه موجب مدح فردى مىگردد كه در حقّ او چنين گفته مىشود.
شاهد اين ادّعا را نيز آن دانستهاند كه: به حسب عادت، روايت ثقه يا غير ثقه از استاد، در اختيار و انحصار استاد نيست. اين نكته قرينه مىشود كه درباره اساتيد او هم، اين مطلب (روى عن الثقات) كلّى نباشد، چنان كه در ناحيه شاگردان (روى عنه الثقات)، مسئله كلّى نيست. گذشته از اين كه در مواردى، وى از اشخاص ضعيف روايت كرده است.
٤. توثيق مشايخ و شاگردان زعفرانى
در رجال النجاشى، همانند عبارتى كه در مورد جعفر بن بشير آمده، در مورد محمّد بن اسماعيل بن ميمون زعفرانى نيز آمده است. نجاشى رحمه الله در توصيف وى مىگويد:
ثقة، عين، روى عن الثقات و رووا عنه.[١]
برخى رجاليان بر اساس اين عبارت، به وثاقت مشايخ و شاگردان زعفرانى، قائل شدهاند.[٢] بايد يادآور شويم كه تمام مطالبى كه در مورد جعفر بن بشير گفته شد، عيناً در مورد زعفرانى نيز صادق است.
٥. خاندانهاى ثقه
در رجال النجاشى، شمارى از خاندانهاى كوفى، به صورت كلّى، توثيق شدهاند. اين خاندانها عبارتاند از:
الف. خاندان آل ابى جهم
نجاشى رحمه الله در شرح حال دو نفر از افراد اين خانواده، تعبيراتى به كار برده كه بر توثيق تمام افراد اين خاندان دلالت دارند. وى در شرح حال سعيد بن ابى جهم مىگويد:
كان سعيدٌ ثقةً فى حديثه، وجهاً بالكوفة، و آل أبى الجهم بيت كبير بالكوفة.[٣]
[١]. رجال النجاشى، ص ٣٤٥( ش ٩٣٣)
[٢]. خاتمة مستدرك الوسائل، ج ٤، ص ٣٠٥
[٣]. رجال النجاشى، ص ١٧٩( ش ٤٧٢)