بازشناسى منابع اصلى رجال شيعه - رحمان ستايش، محمد كاظم؛ جديدي نژاد، محمد رضا - الصفحة ٣٢٩ - دو اقوال در قرائت و معناى«أسند عنه»
بر اساس اين قرائت، فاعل فعل «أَسنَدَ» همان صاحب شرح حال است و ضمير در «عنه» به امام عليه السلام برمىگردد.
گوينده اين قول، مير داماد است كه تعبير فوق را به عدم سماع راوى از امام عليه السلام و سماع از يكى از اصحاب مورد اطمينان امام عليه السلام، تفسير نموده است.[١] مير داماد، درباره اشخاصى كه اين تعبير در شرح حالشان به كار رفته است، توضيح مىدهد و مىگويد:
برخى از كسانى كه اين تعبير درباره آنان گفته شده، اصلًا عصر امام عليه السلام را درك نكرده و با ايشان ملاقاتى نداشتهاند. برخى از آنان نيز عصر امام عليه السلام را درك كرده و موفّق به ملاقات ايشان شدهاند؛ ليكن يا حديثى را بىواسطه از ايشان نشنيدهاند و يا به مقدار كم شنيدهاند.[٢] در سماء المقال، پس از نقل اين قول و در تأييد آن، مؤيّدهايى آمده و نسبت به قبول آن، اظهار تمايل شده است.[٣] در نتيجة المقال نيز اين معنا ظاهرترين معنا براى تعبير «أسند عنه» شمرده شده است.[٤] در مقابل، در ردّ اين قول، در منتهى المقال آمده است:
برخى از كسانى كه اين تعبير در شرح حالشان گفته شده است، حديث را به صورت شفاهى از امام عليه السلام شنيده و نقل كردهاند.[٥] آنچه به نظر مىرسد، اين كه: اگر ادّعا اين بود كه «تمام افرادى كه تعبير" أسند عنه" در شرح حالشان به كار رفته است، فقط با واسطه حديث نقل كردهاند، اين اشكال وارد مىشد؛ امّا بايد توجّه داشت كه ادّعا چنين است كه همه اين افرادْ روايات باواسطه دارند، گرچه برخى از آنان بى واسطه نيز از امام عليه السلام حديث نقل كردهاند.
[١]. الرواشح السماويّة، ص ١٠٩( راشحه چهاردهم)
[٢]. الرواشح السماويّة، ص ١٠٩- ١١١( راشحه چهاردهم)
[٣]. سماء المقال، ج ٢، ص ١٦٦- ١٧١
[٤]. نتيجة المقال، ص ٨٧
[٥]. منتهى المقال، ج ١، ص ٧٥