بازشناسى منابع اصلى رجال شيعه - رحمان ستايش، محمد كاظم؛ جديدي نژاد، محمد رضا - الصفحة ٣٣٠ - دو اقوال در قرائت و معناى«أسند عنه»
بنا بر اين، نمىتوان ردّ مزبور را جوابى دقيق از اين وجه شمرد؛ چرا كه بين روايت كردن بىواسطه برخى و روايت نمودن باواسطه همه آنان از معصوم، هيچ منافاتى نيست، چنان كه خود مير داماد، در توضيح درباره اشخاصى كه به «أسند عنه» توصيف شدهاند، گفته است كه مراد از اين توصيف، معنايى اعم از روايت كردن بىواسطه و روايت كردن باواسطه (به صورت اغلب) است.
در معجم رجال الحديث نيز گفته شده است كه تعبير «أسند عنه»، در همين معنا ظهور دارد و اين صورت، مورد استعمال متعارف آن است، مثل اين كه گفته مىشود:
«شيخ صدوق به اسناد خود از حريز، حديث نقل كرده است» و مراد، روايت كردن با واسطه صدوق از حريز است.[١] همچنين عبارت شيخ طوسى رحمه الله در شرح حال غياث بن ابراهيم، مؤيّد اين توجيه است، آن جا كه مىگويد:
أسند عنه، و روى عن أبى الحسن عليه السلام.[٢]
توضيح، آن كه: چون غياث بن ابراهيم نمىتوانسته بىواسطه از امام صادق عليه السلام روايت كند، مىبايست با واسطه از امام عليه السلام روايت كرده باشد.
البتّه [آية اللَّه] سيّد ابو القاسم خويى به چند جهت، اين معنا را براى «أسند عنه»، غير قابل قبول مىداند. اين جهتها عبارتاند از:
الف. اگر اين معنا صحيح باشد، براى ذكر نام اين افراد در شمار اصحاب هر يك از ائمّه عليهم السلام، وجهى باقى نمىمانَد؛ زيرا با فرض اين كه اشخاص مذكور، تنها با واسطه از امام عليه السلام روايت كردهاند، بايست نام اين افراد در باب «من لميروِ عنهم عليهم السلام» ذكر مىشده است، نه در باب اصحاب ائمّه عليهم السلام كه مربوط به راويانى است كه از ايشان بىواسطه روايت كردهاند.
ب. در مورد بسيارى از كسانى كه شيخ طوسى رحمه الله نام آنان را در شمار اصحاب امام
[١]. معجم رجال الحديث، ج ٤، ص ٢٥٥( ش ٢٦٣٧)
[٢]. رجال الطوسى، ص ٢٦٨( ش ٣٨٥٣)