بازشناسى منابع اصلى رجال شيعه - رحمان ستايش، محمد كاظم؛ جديدي نژاد، محمد رضا - الصفحة ٢٨٥ - گفتار دوم تكرار برخى نام ها در باب«اصحاب» ائمه عليهم السلام و باب«من لم يرو عنهم عليهم السلام»
آن را از كلام فاضل استرآبادى در شرح حال ثابت بن شريح، استفاده كرده بود.
توجيه چهاردهم. مراد شيخ طوسى رحمه الله از آوردن باب «من لميروِ عنهم عليهم السلام»، به ذكر نام افرادى كه از ائمّه عليهم السلام روايت نكردهاند، اختصاص نداشته است؛ بلكه ذكر نام راويانِ از ائمّه عليهم السلام را نيز شامل مىشده است. علّت اين امر، وجود طريقى ديگر به سوى اين عدّه در باب «من لميروِ عنهم عليهم السلام» است.
بنا بر اين، در اين باب، سه دسته از افراد، نام برده شدهاند:
الف. كسانى كه متأخّر از زمان ائمّه عليهم السلام بودهاند.
ب. كسانى كه معاصر ائمّه عليهم السلام بودهاند؛ ليكن از ايشان روايت نكردهاند.
ج. كسانى كه معاصر ائمّه عليهم السلام بوده و از ايشان روايت كردهاند.
على خاقانى در كتاب رجالش، اين توجيه را با عنوان «اللّهمّ إلّاأن يقال» بيان كرده، مىگويد:
اگرچه غرض مرحوم شيخ از گشودن باب «من لميروِ عنهم عليهم السلام»، اختصاص اين باب به دو گروه نخست بوده است، ليكن مانعى ندارد كه گروه سوم را نيز داخل اين باب كرده باشد؛ بلكه چنين كارى نفع كتاب را بيشتر كرده است؛ زيرا آن، كثرت طرق به شخص را مىرساند.
بدون شك، اين كارْ رجحان دارد؛ چرا كه ممكن است به جهت اين كثرت طرق، روايتى، در قسم مستفيض يا محفوف به قراينِ نزديك به علم، قرار بگيرد، و حتّى گاه ممكن است به مرتبه علم نيز برسد.[١] توضيح كلام خاقانى، اين كه: شيخ طوسى رحمه الله پس از ملاحظه اسناد روايات مختلف، با استناد به بعضى از اسناد، برخى رجال را در فهرست راويان معصومان نام برده و با استناد به بعضى ديگر از اسناد، همان افراد را در باب «من لميروِ عنهم عليهم السلام» نام برده است كه اين تكرار، تعدّد طريق به آنان را موجب شده است.
اين توجيه- چنان كه خود خاقانى هم اعتراف كرده است- مستلزم عدول شيخ
[١]. رجال الخاقانى، ص ١٠٥ و ١٠٦