بازشناسى منابع اصلى رجال شيعه - رحمان ستايش، محمد كاظم؛ جديدي نژاد، محمد رضا - الصفحة ٢٣٢ - گفتار دوم توجه به مذهب در«الفهرست»
تصريح كرده و آنان را زيدى، فطحى، واقفى و يا جز اينها معرّفى نموده باشد.
وى دليل خود را بر اين ادّعا، محدوده موضوع كتاب ذكر كرده كه بر اساس نام كتاب، به شيعه امامى اختصاص دارد.[١] از همين رو، وى اطلاق عنوان «مجهول (كسانى كه توثيق يا مدح خاص ندارند)» را بر عناوين موجود در الفهرست، صحيح نمىداند.[٢] از ديدگاه سيّد بحر العلوم، صاحب تأليف و تصنيف بودن- كه موضوع الفهرست است- خود يك مدح عام شمرده مىشود و ذكر طريق به فرد و نيز ذكر راويان و مروىٌّ عنههاى وى، مىتوانند نشانگر حُسن او باشند.[٣] آنچه به نظر مىرسد، اين كه: از كلام شيخ طوسى در مقدّمه كتابش استفاده مىشود كه در آن عصر، به فِرَق مختلف شيعه (همچون: فَطَحيّه، واقفيّه و ...) «اصحاب» گفته مىشده است. از كلمات علّامه حلّى در خلاصة الأقوال و ديگر عالمان نيز همين مطلب استفاده مىشود.
نيز از آن جا كه شيخ طوسى رحمه الله موضوع الفهرست را «برشمردن مصنّفان شيعه و صاحبان اصول از اصحاب ما» دانسته است، موضوع كتاب، مىبايست به مصنّفان شيعىمذهب به معناى عام، يعنى كسانى كه ولايت بلافصل امير مؤمنان عليه السلام را پذيرفتهاند، اختصاص داشته باشد. از اين رو، عدم بيان فساد عقيده راوى، بر حُسن اعتقاد وى دلالت ندارد.
البتّه شيخ طوسى رحمه الله در مقدّمه، هم بيان صحّت عقيده و هم بيان فساد عقيده را ملتزم شده است كه در مورد اوّل، قطعاً به تعهّدش عمل نكرده و بنا بر سيره مؤلّفان رجال شيعى و اهل سنّت، ذكر موافقت مذهب را لازم ندانسته است.
بر اين اساس مىتوان گفت كه سكوت شيخ طوسى- بنا بر غالب موارد- نشانه
[١]. رجال السيّد بحر العلوم، ج ٤، ص ١١٤
[٢]. رجال السيّد بحر العلوم، ج ٤، ص ١١٦
[٣]. رجال السيّد بحر العلوم، ج ٤، ص ١١٦