بازشناسى منابع اصلى رجال شيعه - رحمان ستايش، محمد كاظم؛ جديدي نژاد، محمد رضا - الصفحة ١٧ - اوضاع اجتماعى - فرهنگى قرن چهارم هجرى
از نتايج اين سياست، سامان گرفتن و آرامش يافتن كشور بود. در اين فضا بود كه مردم به سازندگى مادّى و معنوى پرداختند و بغداد براى بار ديگر،[١] مركز علم و فرهنگ شد.
اين همه، نتيجه آزادى انديشهاى بود كه زمينه پيشرفت علمى را براى جامعه اسلامى فراهم آورد و آن را تا آن جا پيش برد كه دوره فوق را به شكوفاترين عصر فرهنگى مذاهب مختلف شيعه و اهل سنّت، تبديل نمود.
آزادىهاى دينى، فكرى و قلمىِ آن دوران- كه زبانزد شد- موجب نشر آثارى گرديد كه تا كنون نيز پابرجايند، بخصوص در روزگار خلافت عضد الدوله (٣٦٧- ٣٧٢ ق) كه حمايتهاى مادّى و معنوى وى از دانشمندان مسلمان در علوم مختلف، موجب تشويق آنان شد، به طورى كه دانشمندان بسيارى، از دورترين نقاط كشور اسلامى، به بغداد روى آوردند و برخى از آنان كتابهايى را نيز براى وى تأليف نمودند. همچنين وى از سازندگى و آبادى كشور، غافل نبود و براى استفاده مردم، بناهايى مناسب، تأسيس نمود و اوضاع اقتصادى آنان را سامان داد.
از ديگر كارهاى حمايتى اين خاندان از دانشمندان، بنا نمودن: كتابخانه، خزانههاى كتاب و دار العلم بود. از جمله، ابو نصرْ شاپور بن اردشير ملقّب به بهاء الدوله، در سال ٣٨١ ق در محلّه كرخ بغداد، دار العلمْ تأسيس، و موقوفاتى را براى آن تعيين كرد.
اين دار العلم، پس از فوت شاپور (٤١٦ ق)، به سيّد مرتضى سپرده شد. وى نيز براى آن، سرپرستى تعيين كرد، تا آن كه در سال ٤٥١ ق با ورود طغرلبيگ و آتشسوزى در محلّه كرخ، از بين رفت.[٢] در بغداد، دار العلم ديگرى نيز به وسيله سيّد رضى تأسيس شد كه تمام نيازهاى
[١]. در دوره اوّل خلافت عبّاسيان( ١٣٢- ٢٣٢ ق) نيز بغداد، مركز علم و فرهنگ، شمرده مىشد
[٢]. معجم البلدان، ج ٤، ص ٢٥٥