بازشناسى منابع اصلى رجال شيعه - رحمان ستايش، محمد كاظم؛ جديدي نژاد، محمد رضا - الصفحة ٣٣٥ - دو اقوال در قرائت و معناى«أسند عنه»
معروفاند و براى برخى از آنان حتّى يك روايت هم يافت نمىشود.
نيز اگر مراد از اين تعبير، همين وجه باشد، نمىبايست وصف گروهى از اصحاب امام صادق عليه السلام و گروهى از اصحاب امام باقر و امام كاظم عليهما السلام قرار مىگرفت؛ بلكه لازم بود كه شيخ طوسى، از اين تعبير براى اصحاب تمام معصومان، و در مورد كسانى كه به صدق و صلاحْ شناخته شده بودند، استفاده مىكرد؛ كسانى چون: اصحاب اجماع و آنانى كه در عظمت و جلال، به اصحاب اجماع، نزديك بودهاند.[١] قول چهارم. قرائت «أسند»، به صيغه فعل مجهول است و مراد از «أُسنِدَ عنه» اين است كه صاحب شرح حال، كسى بوده كه به روايتش اعتنا نمىشده و فردى مهجور و متروك بوده است و تنها گاهى اتّفاق افتاده كه از وى روايت كردهاند. بنا بر اين، «أسند عنه» بيانگر عدم وثوق به صاحب شرح حال است.
بر اساس اين قرائت، ضمير در «عنه» به صاحب شرح حال برمىگردد.
وحيد بهبهانى در كتابش، بدون نام بردن از قائل اين قول، به آن اشاره كرده، مىگويد:
البتّه اين جمله به عدم وثوق، اشارتى ندارد.[٢] خاقانى، وجه مورد اشاره وحيد بهبهانى را به تفصيل، شرح داده است.[٣] قول پنجم. قرائت «أسند»، به صيغه فعل معلوم، و مراد از «أَسنَدَ عنه» روايت ابن عقده از صاحب شرح حال است، به اين دليل كه شيخ طوسى رحمه الله در مقدّمه كتاب رجالش مىگويد:
ابن عقده، اصحاب امام صادق عليه السلام را تا نهايتِ توانش ذكر كرده است. من
[١]. معجم رجال الحديث، ج ١، ص ١٠٧
[٢]. فوائد الوحيد البهبهانى، ص ٣١
[٣]. رجال الخاقانى، ص ٣١٦- ٣١٨