بازشناسى منابع اصلى رجال شيعه - رحمان ستايش، محمد كاظم؛ جديدي نژاد، محمد رضا - الصفحة ٤٨٥ - گفتار سوم اعتبار آراى«رجال الكشى» در موارد تعارض
گفتار سوم: اعتبار آراى «رجال الكشّى» در موارد تعارض
پيشتر گفتيم كه آراى رجالىِ كشّى در كتابش، بسيار اندك اند و در آن، وى تنها اخبار جرح و تعديل و يا اخبار مؤثّر در جرح و تعديل را نقل كرده است؛ امّا در همين موارد اندك، گاه تعارضهايى با آراى: نجاشى، شيخ طوسى و ابن غضايرى، ديده مىشود.
رأى مشهور در ميان متأخّرانِ از علّامه حلّى و ابن داوود، «مقدّم داشتن آراى نجاشى» است؛ ليكن از برخى كلمات علّامه حلّى و ابن داوود، چنين استفاده مىشود كه آن دو، رأى كشّى را مقدّم مىداشتهاند.
نمونه اين تعارض، در شرح حال محمّد بن وليد خزّاز است كه علّامه نام وى را در بخش اوّل كتاب رجالش آورده؛[١] ولى كشّى رحمه الله وى و چند نفر ديگر را از علما و فقهاى پيش از امام رضا عليه السلام شمرده، آنان را فطحىمذهب معرّفى كرده و برخى از آنان را درككننده امام رضا عليه السلام دانسته است.[٢] نجاشى هم بدون اشاره به مذهب محمّد بن وليد، او را از جمله كسانى دانسته است كه محمّد بن حسن صفّار را درك كردهاند.[٣] علّامه حلّى، پس از نقل عبارت هر دو نفر مىگويد:
براى من، روشن است كه محمّد بن وليد خزّاز، همان گونه است كه كشّى ذكر كرده است.[٤] حتّى ابن داوود از اين فراتر رفته و نام محمّد بن وليد و معاوية بن حكيم[٥] را- كه كشّى، آن دو را در شمار عدول از فطحيان ذكر كرده- در بخش دوم كتاب رجالش
[١]. خلاصة الأقوال، ص ٢٥٣( ش ٨٦٧)
[٢]. اختيار معرفة الرجال، ص ٥٦٣( ش ١٠٦٢)
[٣]. رجال النجاشى، ص ٣٤٥( ش ٩٣١)
[٤]. خلاصة الأقوال، ص ٢٥٤
[٥]. علّامه حلّى، در مورد معاوية بن حكيم نيز، رأى كشّى( فطحىمذهب بودن وى) را بر رأى نجاشى، مقدّم داشتهاست، هرچند كه همانند مورد پيشين، به آن تصريح نكرده است( ر. ك: خلاصة الأقوال، ص ٢٧٤، ش ٩٩٧)