بازشناسى منابع اصلى رجال شيعه - رحمان ستايش، محمد كاظم؛ جديدي نژاد، محمد رضا - الصفحة ٩ - مقدمه
مقدّمه
دانشهاى اسلامى، همگى به شكلى با حديث در ارتباط اند و از سرچشمه جوشان آن، جرعههايى برمىگيرند. اگرچه ميزان استفاده و بهرهورى از اين منبع سرشار، نوساناتى دارد، ليكن اصل نيازمندى به حديث، امرى غير قابل انكار است.
از سويى، حديث در طول تاريخ، همچون هر پديده تاريخى ديگر، دچار فراز و فرودهايى شده و از دست آفات روزگار، در امان نبوده است. برخى از محدّثان در طول اين قرون، به گونهاى ناخودآگاه، بر اين متون، تأثير گذاردهاند و اينچنين، خطاهايى در اسناد روايات و يا متون آنها رخ نموده است. عدّهاى ديگر، محدّثنماهايى بودهاند كه به صورت خودآگاه به اين خطاها دامن زدهاند. عالمان حديثشناس، در بازشناسى اين اشتباهات (خودآگاه و ناخودآگاه) و مقابله با آنها، كوشيدهاند تا با تبيين و طرحريزى اصول ارزيابى حديث، راه نقد و بررسى علمى احاديث را باز كنند و بدين وسيله آفات تاريخى حديث را بشناسند و آنها را بزدايند.
نقد به صورتى قانونمند، يكى از راهكارهاى مهمّ عالمان حديثپژوه براى دستيابى به اين هدف بوده است. آنان در طول تاريخ تشيّع، بر اساس سيره عقلايى- كه مستند اعتبار خبر واحد شمرده مىشود- به ذكر اسناد احاديث و بررسى آنها پرداختند و در اين مسير، از ارشادات ائمّه اطهار عليهم السلام نيز بهره گرفتند، كه از جمله آنها