بازشناسى منابع اصلى رجال شيعه - رحمان ستايش، محمد كاظم؛ جديدي نژاد، محمد رضا - الصفحة ٢٧٩ - گفتار دوم تكرار برخى نام ها در باب«اصحاب» ائمه عليهم السلام و باب«من لم يرو عنهم عليهم السلام»
رجالش، اعم از رجال متولّدشده پس از ائمّه عليهم السلام و آن دسته از رجالى بوده كه هم در زمان ائمّه عليهم السلام و هم پس از ايشان زيستهاند، هرچند از ائمّه عليهم السلام روايت كرده باشند.
سيّد بحر العلوم، اين توجيه را در كتابش مطرح كرده و آن را بعيد دانسته است؛ زيرا ظاهراً مراد مرحوم شيخ از «متأخّران از زمان ائمّه عليهم السلام» در مقدّمه كتابش، كسانى هستند كه زمان ائمّه عليهم السلام را درك نكردهاند، كه اين عدم ادراك، يا به خاطر نبودن آنان در زمان ائمّه عليهم السلام و يا به جهت كم سن و سال بودن و قابليّت نداشتن آنان براى روايت نمودن از ائمّه عليهم السلام بوده است.[١] توجيه پنجم. مراد شيخ طوسى رحمه الله از عدم روايت در باب «من لميروِ عنهم عليهم السلام»، اين بوده است كه راوى، روايتى را در كودكى فرا گرفته و آن را پس از بلوغ و در بزرگسالى، روايت كرده است. چنين راوىاى، هم از اصحاب ائمّه عليهم السلام و هم از كسانى كه روايتش متأخّر از ائمّه عليهم السلام است، محسوب مىشود. بنا بر اين، نام چنين راويانى مىتواند در هر دو بخش ذكر شود.
به عبارت ديگر، مراد از روايت، روايت در زمان ائمّه عليهم السلام است.
سيّد بحر العلوم، اين توجيه را نيز در كتاب رجالش مطرح نموده و آن را بهتر از توجيههاى پيشين دانسته است.[٢] مامقانى در ردّ اين توجيه مىگويد:
اين احتمال، بعيد است؛ زيرا در علم درايه، شرط نبودن «بزرگىِ سن به هنگام فراگيرى حديث»، ثابت شده است. بر همين اساس، فردى كه حديثى را در كودكى فرا گرفته و در بزرگى نقل كرده است، از جمله كسانى محسوب مىشود كه از ائمّه عليهم السلام روايت نمودهاند. بنا بر اين، بر شمردن چنين فردى در بين كسانى كه از ائمّه عليهم السلام روايت نكردهاند، صحيح نيست.
[١]. رجال السيّد بحر العلوم، ج ٤، ص ١٤٢؛ الفوائد الرجاليّة من تنقيح المقال، ج ١، ص ١٩٤
[٢]. رجال السيّد بحر العلوم، ج ٤، ص ١٤٢