بازشناسى منابع اصلى رجال شيعه - رحمان ستايش، محمد كاظم؛ جديدي نژاد، محمد رضا - الصفحة ٤٨٨ - گفتار سوم اعتبار آراى«رجال الكشى» در موارد تعارض
نجاشى و ابن غضايرى بر رأى شيخ طوسى و رأى كشّى، متمايل شدهاند؛ امّا در كلام شهيد ثانى، اين نكته وجود دارد كه سبب تمايل وى بر مقدّم داشتن رأى نجاشى و ابن غضايرى، اعتمادش بر آنان نيست؛ بلكه اجراى قاعده «تقديم جرح بر تعديل» در موارد تعارض است.[١] او در ردّ رأى علّامه حلّى و قبول روايتهاى داوود بن كثير، مىگويد:
در اين رأى، اشكالى آشكار وجود دارد؛ چرا كه جرح بر تعديل، مقدّم است.
پس در صورتى كه جرحكنندگان، گروهى از فضلا و محقّقان باشند، به طريق اولى، جرح، مقدّم است.[٢] ظاهراً صاحب حاوى الأقوال نيز به همين دليل، ضعف داوود بن كثير را پذيرفته است؛ زيرا كلام شهيد ثانى را نيكو شمرده است.[٣] نيز از كتاب التحرير الطاووسى، تقدّم رأى كشّى و شيخ طوسى در مورد مذكور، استفاده مىشود؛ زيرا مؤلّف آن، پس از ردّ دو خبر كشّى در مدح داوود بن كثير، كلام كشّى را نقل كرده، مىگويد:
غاليان گفتهاند كه داوود بن كثير، از بزرگان آنان است و گاه روايتهاى ناپسندى را با مضامين غلوآميز، از او نقل كردهاند. گفتههاى غاليان، به وى نسبت داده شده است؛ چرا كه من خودم از هيچ يك از مشايخ اصحاب نشنيدهام كه او را به خاطر غالى بودن، طعن كرده باشد. نيز به روايتهايى ديگر، جز آنچه در اين باب ذكر كردم، دست نيافتهام.
البتّه ابن طاووس پس از نقل اين كلام، آن را رد نكرده است.[٤] ابن طاووس، در كتاب مذكور، در بررسى روايتى كه در شرح حال على بن يقطين آمده، سند روايت را كه داوود بن كثير را در بر دارد، خوب دانسته است، اگرچه
[١]. مشهور علماى متأخّر از شهيد ثانى، اين قاعده را نپذيرفتهاند
[٢]. حاشية على خلاصة الأقوال، ص ٩٧٠( ش ١٥٥)
[٣]. حاوى الأقوال، ج ٣، ص ٤٥٩
[٤]. التحرير الطاووسى، ص ١٩٢- ١٩٤( ش ١٥١)