بازشناسى منابع اصلى رجال شيعه - رحمان ستايش، محمد كاظم؛ جديدي نژاد، محمد رضا - الصفحة ٤٨٦ - گفتار سوم اعتبار آراى«رجال الكشى» در موارد تعارض
آورده و پس از نقل صحّت مذهب وى مىگويد:
كشّى، چنين گفته كه وى فطحىمذهب بوده است.[١] او حتّى در هنگام ذكر نام معاوية بن حكيم، تنها قول كشّى مبنى بر فطحى بودن وى را ذكر كرده است.[٢] گروهى از بزرگان نيز همچون جزايرى در حاوى الأقوال[٣] و علّامه مجلسى در الوجيزة[٤] به تبعيت از علّامه و ابن داوود، معاوية بن حكيم را موثّق دانسته و عدالت وى را- چنان كه نجاشى تصريح كرده بود- نپذيرفتهاند و بدين ترتيب، قول كشّى را بر قول نجاشى مقدّم داشتهاند.
نمونه ديگر تعارض ميان رأى كشّى و رأى ديگر رجاليانِ همعصرش، در مورد عبّاد بن صهيب است كه كشّى رحمه الله به عامّى بودن وى حُكم كرده است.[٥] در مقابل، نجاشى در شرح حال وى، او را ثقه دانسته، و روايت كتابى را از امام صادق عليه السلام، به او نسبت داده و به فساد مذهب وى، اشارهاى نكرده است.[٦] بسيارى از اهل فن، آمدن نام يك فرد را در رجال النجاشى بدون بيان فساد مذهبش، بر امامى بودن او، دليل دانستهاند.
شيخ طوسى نيز در رجال خود، همانند كشّى و شايد به تبعيّت از او، عبّاد بن صهيب را عامّى دانسته است.[٧] علّامه حلّى هم به صراحت، رأى كشّى را مقدّم داشته، عبّاد بن صهيب را در بخش
[١]. اختيار معرفة الرجال، ص ٥٦٣( ش ١٠٦٢)؛ رجال ابن داوود، قسم دوم، ص ٢٧٦( ش ٤٩٠)
[٢]. رجال ابن داوود، قسم دوم، ص ٢٧٩( ش ٥٠٩) و قسم اوّل، ص ١٩١( ش ١٥٨٥)
[٣]. حاوى الأقوال، ج ٣، ص ٢٢٨ و ٢٢٩( ش ١١٨٠)
[٤]. الوجيزة فى الرجال، ص ١٧٤( ش ١٨٣١) و ص ١٨٠( ش ١٩١٢)
[٥]. اختيار معرفة الرجال، ص ٣٩٠( ش ٧٣٣)
[٦]. رجال النجاشى، ص ٢٩٣( ش ٧٩١)
[٧]. رجال الطوسى، ص ١٤٢( ش ١٥٣١)