بازشناسى منابع اصلى رجال شيعه - رحمان ستايش، محمد كاظم؛ جديدي نژاد، محمد رضا - الصفحة ٣٣١ - دو اقوال در قرائت و معناى«أسند عنه»
صادق عليه السلام ذكر كرده و در شرح حالشان «أسند عنه» آورده است، از سوى نجاشى و خود مرحوم شيخ در الفهرست، تصريح گرديده كه آنان از امام صادق عليه السلام روايت كردهاند (روى عن أبى عبد اللَّه عليه السلام).[١] ج. اين وجه با آنچه شيخ طوسى رحمه الله در شرح حال: جابر بن يزيد جعفى،[٢] محمّد بن اسحاق بن يسار[٣] و محمّد بن مسلم بن رباح[٤] ذكر كرده است، منافات دارد؛ چرا كه در شرح حال اين عدّه مىگويد: «أسند عنه و روى عنهما».
توضيح، آن كه: اگر معناى «أسند عنه»، روايت كردن باواسطه راوى از امام عليه السلام باشد، چگونه اين معنا با روايت كردن بىواسطه اين عدّه از امام صادق عليه السلام، قابل جمع خواهد بود؟[٥] تحليل ايرادهاى فوق با توجّه به آنچه پيش از اين، در تحليل ايراد منتهى المقال گفته شد، روشن است و به تكرار آن، نيازى نيست.
قول دوم. قرائت «أسند»، به صيغه فعل معلوم و مراد از «أَسنَدَ عنه»، روايت كردن راوى از امام عليه السلام با سماع و به صورت بىواسطه است.
بر اساس اين قرائت، فاعل فعل «اسنَدَ» همان صاحب شرح حال است و ضمير در «عنه» به امام عليه السلام برمىگردد.
اين توجيه به وسيله شيخ محمّد (نوه شهيد ثانى و فرزند صاحب معالم) و شيخ عبد النبى جزايرى مطرح شده است.[٦]
[١]. براى نمونه، ر. ك: رجال النجاشى، ص ١٤( ش ١٢) و ص ٢١( ش ٢٨)؛ الفهرست، ص ٧( ش ١)
[٢]. رجال الطوسى، ص ١٧٦( ش ٢٠٩٢)
[٣]. رجال الطوسى، ص ١٧٦( ش ٢٠٩٢)
[٤]. رجال الطوسى، ص ٢٩٤( ش ٤٢٩٣)
[٥]. معجم رجال الحديث، ج ١، ص ١٠٦ و ١٠٧
[٦]. حاوى الأقوال، ج ٤، ص ١٧٥ و ١٧٦( ش ١٩٤١) و ج ٤، ص ٣٦٤ و ٣٦٥( ش ٢٢٦٥)؛ منتهى المقال، ج ١، ص ٧٣ و ٧٤؛ مقباس الهداية، ج ٢، ص ٢٣٠. وحيد بهبهانى نيز اين وجه را با تعبير« قيل: معناه سمع عنه الحديث» نقل كرده است( ر. ك: فوائد الوحيد البهبهانى، ص ٣١؛ تكملة نقد الرجال، ج ١، ص ٤٨)