بازشناسى منابع اصلى رجال شيعه - رحمان ستايش، محمد كاظم؛ جديدي نژاد، محمد رضا - الصفحة ٣٣٣ - دو اقوال در قرائت و معناى«أسند عنه»
آن گاه در مقام دفع اين اشكال كه «پس چرا جمله" أسند عنه"، تنها در شرح حال برخى از كسانى كه از آنان روايت نقل شده است، وجود دارد؟»، آمده است:
در وجه اختصاص داشتن اين جمله به برخى از راويان، چنين گفته شده كه جمله مذكور، فقط در شرح حال كسانى آمده است كه به اخذ روايت از ايشان، شهرت نداشتهاند.[١] به عبارت ديگر، اين تعبير، تنها درباره افرادى به كار رفته است كه از مشايخ مشهور روايت نبودهاند.
البتّه صاحب منتهى المقال، حتّى در مدح بودن اين تعبير هم اشكال مىكند؛ چرا كه در شرح حال محمّد بن عبد الملك انصارى گفته شده: «أسند عنه، ضعيف»[٢] كه جمع شدن اين تعبير با «ضعيف»، جاى تأمّل دارد. از اين رو، وى در اين باره به تأمّل، امر نموده است.[٣] در بيان وجه تأمّل مذكور، در مقباس الهداية آمده است:
شايد تأمّل مذكور، به امكان داشتن منع منافات، اشارت دارد، به اين معنا كه اسناد محدّثان بر راوى و اعتماد آنان به او، با آگاهى تضعيفكننده از وجود سبب ضعف در وى، منافات ندارد.
به عبارت ديگر، اين تعبير، مثل آن است كه شيخ طوسى رحمه الله در آن شرح حال گفته باشد: محدّثان بر وى اعتماد كردهاند؛ ليكن وى در نزد من ضعيف است.[٤] صاحب تكملة الرجال نيز پس از نقل اين قول، در دلالت آن بر توثيق و يا مدح، اشكال كرده است. وى مىگويد:
اشكال در اين وجه، آن است كه جمله: «أسند عنه» بر معتمد بودن راوى و
[١]. منتهى المقال، ج ١، ص ٧٣
[٢]. رجال الطوسى، ص ٢٨٩( ش ٤١٩٩)
[٣]. منتهى المقال، ج ١، ص ٧٣
[٤]. مقباس الهداية، ج ٢، ص ٢٣٠