بازشناسى منابع اصلى رجال شيعه - رحمان ستايش، محمد كاظم؛ جديدي نژاد، محمد رضا - الصفحة ٤٤ - اساتيد نجاشى
كتابها به او) بودهاند، در پايان هر شرح حال، طريق خود را كه نام شيخ اجازهاش نيز قطعاً در آن است، آورده است.
از اين دو مطلب، مىتوان نتيجه گرفت كه استخراج نام تمام اساتيد نجاشى و يا دستكم، نام بيشتر آنان از رجال النجاشى، امكانپذير است.
نكته دوم. در بررسى اساتيد نجاشى، نامها را به دو بخش: اساتيد، و مشايخ اجازه، تقسيم نمودهايم؛ زيرا نجاشى رحمه الله فقط از برخى اساتيد خود، روايت نقل كرده است- كه از آنان به «مشايخ اجازه» تعبير نمودهايم- و در مقابل، از برخى بزرگان، تنها استفاده برده، ولى از آنان روايت نقل ننموده است.
اساتيد نجاشى، به ترتيب الفبايى، عبارتاند از:
١. ابراهيم بن مَخْلَد باقَرْحى[١] (٣٢٠- ٤١٠ ق).
نجاشى در شرح حال دعبل بن على، چنين مىگويد:
أخبرنا القاضى أبو إسحاق إبراهيم بن مَخْلَد بن جعفر.[٢]
او در شرح حال محمّد بن جرير طبرى نيز با همين عبارت، از وى ياد مىكند.[٣] سيّد بحر العلوم در كتاب رجالى خود، ظاهراً وى را با «ابو اسحاق طبرى»- كه در اسناد نجاشى يافت مىشود- متّحد دانسته است[٤] كه بحث آن خواهد آمد.
٢. احمد بن عبد الواحد بن احمد بزّاز، معروف به «ابن عُبدون» و «ابن حاشر» (م ٤٢٣ ق).
نجاشى رحمه الله در شرح حال وى، از او با تعبير «شيخنا» ياد كرده است.[٥] ٣. احمد بن على بن عبّاس بن نوح سيرافى بصرى، ابو العبّاس (م حدود ٤٢٠ ق).
[١]. باقَرْحى، منسوب به« باقَرْحا» است و« باقَرْحا»، يكى از آبادى هاى بغداد كه در پيرامون نهروان واقع شده است( ر. ك: معجم البلدان، ج ١، ص ٣٢٧)
[٢]. رجال النجاشى، ص ١٦٢( ش ٤٢٨)
[٣]. رجال النجاشى، ص ٣٢٢( ش ٨٧٩)
[٤]. رجال السيّد بحر العلوم، ج ٢، ص ٧٥
[٥]. رجال النجاشى، ص ٨٧( ش ٢١١)