دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١١٣ - ٢/ ٤ ٩ وزير من
گفت: «پروردگارا! موسى بن عمران از تو درخواست كرد، محمّد نيز از تو درخواست مىكند كه: سينهام را فراخ بگردانى، كارم را آسان بسازى، گره از زبانم بگشايى تا سخنانم را بفهمند. از كسانم برايم وزيرى قرار ده؛ على را. پشتم را به وى استوار ساز و او را در كارم شريك كن».
٣٣١٥. شواهد التنزيل به نقل از حذيفة بن اسيد: پيامبر ٦، دست على بن ابى طالب ٧ را گرفت و فرمود: «بشارت مىدهم! بشارت مىدهم بر اينكه موسى، پروردگارش را خوانْد تا از كسانش، هارون را وزيرش قرار دهد و من پروردگارم را مىخوانم تا از كسانم، على، برادرم، را برايم وزير قرار دهد. پشتم را به وى استوار كن و در كارم شريكش ساز!».
٣٣١٦. پيامبر خدا ٦: خداوند تبارك و تعالى مرا برگزيد و انتخابم كرد و پيامبر قرار داد و بر من، سرورِ كتابها را فرو فرستاد. گفتم: «پروردگارم و سرورم! تو موسى را به سوى فرعون فرستادى و از تو خواست كه برادرش هارون را وزيرش قرار دهى، بازويش به وى قوى گردد و سخنش توسط او تصديق شود، و من اى سرورم و پروردگارم از تو مىخواهم كه از كسانم، وزيرى برايم قرار دهى كه بازويم به وسيله او قوى گردد». پس خدا، على را وزير و برادر من قرار داد، شجاعت را در دلش افكند و لباس ترس دشمن از او را بر قامتش پوشاند. او اوّلين كسى بود كه به من ايمان آورد و تصديقم كرد و اوّلين كسى بود كه همراه من خدا را يگانه شمرد، و من اين را از پروردگارم خواستم كه به من داد. پس او سرور اوصياست. پيوستن به وى، خوشبختى و كشته شدن در زير فرمانش، شهادت است.
٣٣١٧. پيامبر خدا ٦ به على ٧: تو برادر و وزيرم هستى، بدهىهايم را ادا مىكنى، تعهّداتم را انجام مىدهى و ذمّهام را آزاد مىسازى.