دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٨١ - ٢/ ٣ ٨ پردازنده بدهى من
مردىاز حاضران[١] گفت: اى پيامبر خدا! تو در سخاوت، دريايى. چه كسى مىتواند از عهده تعهّداتت برآيد؟
يكى ديگر نيز مانند او سخن گفت.
[راوى مىگويد:] پيامبر ٦ آن را به خانوادهاش پيشنهاد كرد و على ٧ گفت: من!
٣٢٤٤. خصائص أمير المؤمنين، نسائى به نقل از سعد بن ابى وقّاص: در روز جحفه (روز غدير خم) از پيامبر خدا شنيدم كه دست على ٧ را گرفته، سخنرانى مىكرد. سپاسِ خداى را به جاى آورد و بر او درود فرستاد. سپس فرمود: «اى مردم! آيا من ولىّ شمايم؟». گفتند: درست است اى پيامبر خدا! تو ولىّ مايى.
آنگاه دست على ٧ را گرفت و بلند كرد و فرمود: «اين، ولىّ من است و بدهىهايم را از طرف من ادا خواهد كرد. من دوست آنم كه دوستش بدارد، و دشمن آنم كه دشمنش بدارد».
٣٢٤٥. امام على ٧: اى طلحه! آيا چنين نيست كه پيامبر خدا به من فرمود و شما هم مىشنيديد كه: «اى برادرم! جز تو كسى بدهىهاى مرا نمىپردازد و ذمّه مرا آزاد نمىكند. تو ذمّه مرا آزاد مىكنى و امانتهاى مرا [به صاحبانش] برمىگردانى»؟
٣٢٤٦. علل الشرائع به نقل از زيد بن على ٧: هنگامى كه درگذشتِ پيامبر خدا فرا رسيد و سرِ وى در دامن على ٧ بود و خانه، پُر از مهاجران و انصار بود و عبّاس، جلوى پيامبر خدا نشسته بود، ايشان فرمود: «اى عبّاس! آيا وصيّت مرا قبول مىكنى و بدهىهاى مرا مىپردازى و به وعدههايم وفا مىكنى؟».
عبّاس گفت: من مردى كهنسال و عيالوارم و دارايىاى ندارم.
پيامبر ٦ سه بار اين پيشنهاد را تكرار كرد و [عبّاس] در هر بار، همان پاسخها را مىداد.
[١] شريك كه در سلسله اين روايت است، نام اين شخص را ذكر نكرده است.