دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٧٩ - ٢/ ٣ ٨ پردازنده بدهى من
٣٢٤٠. پيامبر خدا ٦: اى على! تو بدنم را غسل مىدهى، ذمّهام را آزاد مىسازى، مرا در قبرم مىگذارى و به تعهّداتم وفا مىكنى.
٣٢٤١. امام على ٧: هنگامى كه آيه «و خويشان نزديكت را هشدار ده» نازل شد ...، پيامبر خدا به سراغ آنان رفت و فرمود: «كداميك از شما وام مرا مىپردازيد؟».
پيامبر ٦ سكوت كرد و آنان هم سكوت كردند. پيامبر خدا، دوباره سخن را تكرار كرد. من گفتم: من، اى پيامبر خدا!
فرمود: «تو اى على! تو اى على!».
٣٢٤٢. امام على ٧: هنگامى كه آيه «و خويشان نزديكت را هشدار ده» نازل شد، پيامبر خدا فرمود: «اى على! غذايى از ران گوسفندى به همراه يك من گندم برايم آماده كن ...».
پيامبر خدا، آنان را به سخنْ هشدار داد و گفت: «كداميك از شما وام مرا ادا مىكند تا جانشين و وصىّ من پس از من باشد؟».
عبّاس از [ترس] اين كه پرداخت بدهى، همه مالش را شامل شود، سكوت اختيار كرد. پيامبر خدا سخن را تكرار كرد و خويشان، ساكت ماندند و عبّاس هم از ترس آن كه وام، همه مالش را فرا گيرد، سكوت كرد. پيامبر خدا براى بار سوم، سخن را تكرار كرد ... منگفتم: من، اىپيامبر خدا!
فرمود: «تو اى على! تو اى على!».
٣٢٤٣. مسند ابن حنبل به نقل از عَبّاد بن عبد اللّه اسدى، از على ٧: هنگامى كه آيه «و خويشان نزديكت را هشدار ده» نازل شد، پيامبر خدا، خاندان خود را گِرد آورد. سى نفر گِرد آمدند، خوردند و نوشيدند. آنگاه پيامبر ٦ به آنان فرمود: «كداميكْ بدهى و تعهّدات مرا ضمانت مىكند، تا با من در بهشت باشد و جانشين من دربين خاندانم گردد؟».