دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٣٧ - ٦/ ١٤ عبد الله بن عمر
[ابن عمر] بار ديگر گفت: از على برايت سخن بگويم؟
گفتم: آرى.
گفت: پيامبر خدا، بين يارانش پيمان برادرى بست. بين ابو بكر و عمر، چنين پيمانى بست و بين فلانى و فلانى، تا تنها على باقى ماند و وى، مردى شجاع بود و هر تصميمى كه مىگرفت، به انجام مىرسانْد.
گفت: اى پيامبر خدا! من باقى ماندم. پيامبر خدا فرمود: «خشنود نيستى كه من برادر تو باشم؟».
گفت: چرا.
پيامبر ٦ فرمود: «تو برادر من در دنيا و آخرتى».
[كثير النواء] گفت كه [به جميع بن عمير] گفتم: آيا تو خود، شاهد بودى كه ابن عمر، چنين گفت؟
گفت: آرى. و سه بار به خدايى كه جز او خدايى نيست، سوگند خورد كه اين مطلب را از ابن عمر شنيده است.
٣٨٤٣. المناقب، ابن مغازلى به نقل از نافع، آزاد شده ابن عمر: به ابن عمر گفتم: پس از پيامبر خدا، چه كسى بهترينِ مردم است؟
گفت: بى مادر! تو را چه به اين كارها؟
و آنگاه گفت: استغفر اللّه! بهترينِ مردم پس از پيامبر خدا، كسى است كه آنچه بر پيامبر ٦ حلال بود، بر او حلال است، و آنچه بر پيامبر ٦ حرام بود، بر او حرام است.
گفتم: او كيست؟
گفت: على. [پيامبر ٦] درهاى [باز شده به] مسجد را بست و درِ [خانه] على را باز گذاشت و به او فرمود: «هر آنچه در اين مسجد بر من رواست، براى تو هم رواست، و آنچه در آن بر من روا نيست، بر تو هم روا نيست، و تو وارث من، و وصىّ منى، بدهىهايم را مىپردازى و تعهّداتم را انجام مىدهى، و بر پايه سنّت من مىجنگى. آن كه تو را دشمن مىدارد و مىپندارد مرا دوست دارد، دروغ مىگويد».
٣٨٤٤. الأمالى، طوسى به نقل از ابن عمر: عمر بن خطّاب از من پرسيد و گفت: پسرم! پس از پيامبر خدا، چه كسى بهترينِ مردم است؟
گفتم: آن كه خداوند، آنچه را كه بر مردمْ حرام كرده، بر او حلال ساخته، و آنچه را كه بر مردمْ حلال ساخته، بر او حرام كرده است.
گفت: سوگند به خدا كه راست گفتى. خداوند بر على بن ابى طالب، صدقه را حرام ساخته