دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٣٩ - ٦/ ١٤ عبد الله بن عمر
و براى مردم، حلال كرده است؛ و بر آنان ورود به مسجد در حال جنابت را حرام كرده و بر او حلال ساخته است؛ و همه درها بسته و مسدود شد و درِ [خانه] على، بسته و مسدود نشد.
٣٨٤٥. شواهد التنزيل به نقل از ابن عمر: على، نسبت به آنچه كه بر محمد ٦ فرو فرستاده شده، داناترينِ مردم است.
٣٨٤٦. تاريخ دمشق به نقل از سعد بن عُبيده: مردى به ابن عمر گفت: درباره على چه مىگويى؟ چون من او را دشمن مىدارم!
[ابن عمر] گفت: خداوند، تو را دشمن بدارد! من تو را دشمن مىدارم.
٣٨٤٧. خصائص أمير المؤمنين، نسايى به نقل از سعد بن عبيده: مردى نزد ابن عمر آمد و از او درباره على پرسيد. گفت: از من درباره على نپرس؛ بلكه بنگر كه خانه او يكى از خانههاى پيامبر خداست.
آن مرد گفت: من او را دشمن مىدارم.
ابن عمر گفت: خداوند عز و جل تو را دشمن بدارد!
٣٨٤٨. كنز الفوائد به نقل از خلف بن ابى هارون عبدى: من نزد عبد اللّه بن عمر نشسته بودم كه نافع بن ازرق آمد و گفت: سوگند به خدا، من على را دشمن مىدارم.
ابن عمر، سرش را بلند كرد و گفت: خداوند، تو را دشمن بدارد. واى بر تو! آيا كسى را دشمن مىدارى كه يك سابقه او از بين سوابقش، از دنيا و آنچه كه در آن است، بهتر است؟!
٣٨٤٩. المعجم الأوسط به نقل از علاء بن عَرار: از ابن عمر، درباره على و عثمان پرسيده شد. گفت: از على نپرسيد؛ بلكه به جايگاه او نزد پيامبر خدا بنگريد. او همه درهاى ما به مسجد را بست و درِ [خانه] او را باز گذاشت. امّا عثمان، در روز جنگ احد،