دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٣ - ٢/ ١ ٢ من و على
٣١٧٣. پيامبر خدا ٦: مردم، از درختهاى گوناگونْ آفريده شدهاند و من و على، از يك درختْ آفريده شدهايم. من ريشه آنم و على، شاخه آن است. خوشا به حال آن كه به ريشه چنگ زده و از شاخه مىخورَد!
٣١٧٤. كنز الفوائد به نقل از ابن عبّاس: ابوذر غفارى را ديدم كه در خانه خدا بر حلقهاى چنگ زده و مىگويد: ... من در سال گذشته، پيامبر خدا را ديدم كه دست بر اين حلقه داشت و مىفرمود: «اى مردم! اگر آن قدر روزه بگيريد كه همچون ميخها شويد، و آن قدر نماز بخوانيد كه چون كمان شويد، و آن قدر دعا كنيد كه بندْ بندتان از هم بگسلد، ولى بغض على بن ابى طالب را داشته باشيد، خداوند، شما را به رو در آتش خواهد افكند. برخيز اى ابوالحسن و دستت را در دست من بگذار؛ چرا كه خداوند، تو را و مرا از يك درخت آفريده است. من بُن آنم و تو شاخه آنى. كسى كه شاخه آن را قطع كند، خداوند، او را به رو بر آتش خواهد افكند».
٣١٧٥. تاريخ دمشق به نقل از جابر بن عبد اللّه: پيامبر خدا در عرفات بود و على ٧ روبهرويش بود. به من و على ٧ اشاره كرد. نزد وى رفتيم. فرمود: «نزديك بيا، اى على!». على ٧ به وى نزديك شد.
فرمود: «پنچهات را در پنجهام يعنى دستت را در دست من بگذار، اى على! تو و من از يك درخت آفريده شدهايم. من ريشه آنم و تو تنه آن، و حسن و حسين، شاخههايش. هركس به شاخهاى از آن چنگ زند، وارد بهشت مىشود».
٣١٧٦. تاريخ دمشق به نقل از ابو امامه باهلى: پيامبر خدا فرمود: «پيامبران از درختهاى