دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٥ - ٢/ ١ ٢ من و على
گوناگون آفريده شدهاند و خداوند، من و على را از يك درخت آفريده است. من ريشه آنم و على شاخه آن، و فاطمه باروَرىِ آن، و حسن و حسين، ميوه آن. هركس به شاخهاى از شاخههايش چنگ زند، رستگار مىگردد، و كسى كه منحرف شود، نابود مىگردد، و اگر بندهاى هزار سال و هزار سال و سپس هزار سال، بين صفا و مروه خدا را عبادت كند، ولى محبّت ما را درنيابد، خداوند، او را بر بينىاش در آتش خواهد افكند». آنگاه اين آيه را خواند كه: «بگو: به ازاى آن [رسالت]، پاداشى از شما نمىخواهم، جز مهر ورزى با خويشاوندان [من]».[١]
٣١٧٧. پيامبر خدا ٦: اى على! از درختى آفريده شدهاى كه من آفريده شدهام. من ريشه آنم و تو تنه آن، و حسن و حسين، شاخههايش و دوستدارانمان، برگهاى آناند. هر كس به چيزى از آن درختْ چنگ زند، خداوند عز و جل او را وارد بهشت مىكند.
٣١٧٨. پيامبر خدا ٦: مردم، از درختهاى گوناگوناند و من و على، از يك درختيم. من ريشه آنم و على شاخه آن و حسن و حسين، ميوههاى آن. و در دل هر مؤمنى، شاخهاى از شاخههاى آن است.
٣١٧٩. پيامبر خدا ٦: من و هارون بن عمران و يحيى بن زكرّيا و على بن ابى طالب، از يك سرشت آفريده شدهايم.
ر. ك: ص ٢٧١ (همچون پرتوى از نور).
[١] در مجمع البيان( ج ٩ ص ٤٣) در ادامه« سپس هزار سال»، آمده است:« تا جايى كه همانند مشك كهنه و پوسيده شود».