دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٢٣ - ٤/ ٣ امام حسين
[راوى گفت:] آن دو وعده گذاشتند كه فردا نزدش بروند. فردا من هم با آنان رفتم. ابو سعيد، اجازه خواست و امام ٧ اجازه داد و وارد شد. آنگاه، عبد اللّه، اجازه خواست و آن قدر پافشارى كرد تا اجازه داد. وقتى وارد شد، ابو سعيد گفت: اى فرزند پيامبر خدا! ديروز كه از پيش ما گذشتى.
و سخن عبد اللّه پسر عمرو عاص را برايش نقل كرد. امام حسين ٧ فرمود: «اى عبد اللّه! آيا قبول دارى كه من محبوبترينِ زمينيان در نزد آسمانيانم؟».
گفت: آرى، سوگند به كعبه!
فرمود: «پس چه چيزى موجب شد كه در روز صفّين، با من و پدرم جنگيدى؟ سوگند به خدا، پدرم بهتر از من بود».
عبد اللّه گفت: آرى.
٣٧١٢. كتاب سُلَيم بن قيس: حسين بن على ٨ حج گزارد و عبد اللّه بن عبّاس و عبد اللّه بن جعفر همراهش بودند. حسين ٧ تمام بنى هاشم از زن و مرد و آزادشدگان و پيروانشان را كه به حج آمده بودند و از انصار، كسانى را كه امام حسين ٧ و خاندان او را مىشناختند، گِرد آورد. آنگاه، كسانى را فرستاد و فرمود: «همه يارانِ پيامبر خدا را كه معروف به صلاح و عبادتاند و امسال به حج آمدهاند، نزد من گِرد آوريد».
در مِنا، در سرا پردهاى، بيش از هفتصد نفر، گِردآمدند كه اكثر آنان، از تابعيان بودند و حدود دويست نفر از صحابيان پيامبر و از ديگران.
امام حسين ٧ در برابرشان به سخن ايستاد و خداوند را حمد و ستايش كرد ... تا آن كه گفت: «شما را به خدا سوگند، آيا مىدانيد كه على بن ابى طالب ٧، برادر پيامبر خدا بود. هنگامى كه بين يارانش پيمان برادرى بست، بين او و خودش پيمان برادرى بست و فرمود:" تو برادرِ منى و من، برادر توام در دنيا و آخرت"؟».
گفتند: به خدا، آرى.
فرمود: «شما را به خدا سوگند، آيا مىدانيد كه پيامبر خدا، زمين محل مسجد ومنزلش