دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٢٥ - ٤/ ٣ امام حسين
را خريد و مسجد را ساخت و سپس در آنجا ده خانه ساخت كه نُه تاى آن از آنِ او بود و دهمى را در وسط آنها براى پدرم معيّن كرد و سپس، همه راههاى ورود به مسجد [از خانهها] را بست، جز راه ورودى او را، و در اين خصوص، پارهاى سخن گفتند و پيامبر ٦ فرمود:" من درهاى [خانه] هاى شما را نبستم و درِ ورودىِ [خانه] او را باز نگذاشتم؛ بلكه خداوند به من فرمان بستنِ درِ [خانه] هاى شما و گشودنِ درِ [خانه] او را داده است" و آنگاه، مردم را بجز او از خوابيدن در مسجد، نهى كرد و [او] حتى در مسجد، جُنُب مىشد و خانه او در خانه پيامبر خدا بود و براى پيامبر خدا و او، در همان خانه فرزندانى زاده شدند؟».
گفتند: به خدا، آرى.
فرمود: «آيا مىدانيد كه عمر بن خطّاب، اصرار كرد تا روزنهاى به مقدار يك چشم، از منزلش به مسجد برايش باز بگذارد؛ ولى پيامبر ٦ قبول نكرد و آنگاه، سخنرانى كرد و فرمود:" خداوند به موسى ٧ فرمان داد مسجدى پاك بسازد كه در آن، جز خودش و هارون و دو پسر هارون، ساكن نشوند، و خداوند، به من فرمان داد تا مسجدى پاك بسازم و در آن، جز خودم و برادرم و دو فرزندش كسى در آن ساكن نشود"؟».
گفتند: به خدا، آرى.
فرمود: «شما را بهخدا سوگند، آيا مىدانيد كهپيامبر خدا در روز غدير خم، او را منصوب كرد و ولايت را براى او تثبيت كرد و فرمود:" حاضران به غايبان برسانند"؟».
گفتند: به خدا، آرى.
فرمود: «شما را به خدا سوگند، آيا مىدانيد كه پيامبر خدا، در جنگ تبوك به او فرمود:" تو نسبت به من، چون هارون نسبت به موسايى، و تو پس از من، ولىّ هر مؤمنى"؟».
گفتند: به خدا، آرى.
فرمود: «شما را به خدا سوگند، آيا مىدانيد كه پيامبر خدا، هنگامى كه ترسايان نَجران را به مُباهله فرا خوانْد، جز او و زنش و دو فرزندش را نياورد؟».