دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٧٣ - ٣/ ٥ ٦ هفتاد فضيلت دارم
و امّا شصت و چهارم، براى پيامبر خدا، پرنده كباب شدهاى از بهشت آوردند. از خداوند عز و جل خواست كه محبوبترينِ خلق نزد خدا بر او درآيد و خداوند به من توفيق داد تا بر او درآيم و آن پرنده را با او بخورم.
و امّا شصت و پنجم، من در مسجد، نماز مىخواندم كه بىنوايى درآمد و درخواست كرد و من در ركوع بودم كه انگشترم را به او دادم. خداوند تبارك و تعالى درباره من اين آيه را فرو فرستاد: «ولىّ شما تنها خدا و پيامبر اوست و كسانى كه ايمان آوردند؛ همان كسانى كه نماز به پا مىدارند و در حال ركوع، زكات مىدهند».
و امّا شصت و ششم، خداوند تبارك و تعالى خورشيد را دو بار براى من بازگردانْد و درميان امّت محمّد ٦ بر احدى جز من خورشيد را بازنگردانْد.
و امّا شصت و هفتم، پيامبر خدا دستور داد تا مرا در زندگىِ او و پس از مرگش" اميرِ مؤمنان" صدا كنند و اين عنوان را جز به من به كسى اطلاق نكرد.
و امّا شصت و هشتم، پيامبر خدا فرمود:" اى على! وقتى روز واپسين شد، آواز دِهى از دلِ عرش، ندا خواهد داد: سرورِ پيامبران كجاست؟ من برخواهم خاست. آنگاه ندا خواهد داد: سرورِ اوصيا كجاست؟ تو برمىخيزى. [فرشته] رضوان، كليدهاى بهشت و [فرشته] مالك، كليد دوزخ را برايم خواهند آورد و خواهند گفت: خداوند عز و جل به ما دستور داده كه آن را به تو دهيم و به تو بگوييم كه آن را به على بن ابى طالب بدهى. پس اى على! تو تقسيمكننده بهشت و دوزخى".
و امّا شصت و نهم، از پيامبر خدا شنيدم كه مىفرمود:" اگر تو نبودى، منافقان از مؤمنان، باز شناخته نمىشدند".