دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١١٧ - ٢/ ٤ ٩ وزير من
ديدم كه بر پايههاى آن نوشته شده است: «من خدايم و جز منِ تنها، خدايى نيست. محمّد، دوست من است. با وزيرش تأييدش كردم و با وزيرش يارىاش كردم».
٣٣٢٢. پيامبر خدا ٦: اى امّ سَلمه! گوش كن و گواهى بده: اين، على بن ابى طالب، وزير من در دنيا و وزير من در آخرت است.
٣٣٢٣. امام على ٧: هنگامى كه وحى بر آن حضرت نازل شد، صداى ناله غمآلود شيطان را شنيدم. گفتم: اى پيامبر خدا! اين ناله چيست؟
فرمود: «اين شيطان است كه از پرستشش نااميد شده است. هر آنچه من مىشنوم، مىشنوى، آنچه را كه من مىبينم، مىبينى، جز آنكه تو پيامبر نيستى؛ امّا تو وزير منى و بر [مسير] خيرى».
٣٣٢٤. امام على ٧: پيامبر خدا مرا به برادرىِ خود پسنديد و به وزيرىِ خودش ويژه ساخت.
٣٣٢٥. امام على ٧: هنگامى كه آيه «و خويشان نزديكت را هشدار ده» نازل شد، پيامبر خدا، بنى عبد المطّلب را فرا خواند. آنان آن روز، چهل مرد (يكى كم و يا زياد) بودند. فرمود: «كداميك از شما برادر، وصى، وارث، وزير و جانشين من در ميان خود پس از من مىشويد؟».
اين پيشنهاد را به يكى يكىِ آنان كرد. همه از پذيرش آن، سر باز زدند تا بر من عرضه داشت. گفتم: من، اى پيامبر خدا!
آنگاه فرمود: «اى بنى عبد المطّلب! اين، برادر، وارث، وصى، وزير و جانشين من بين شما پس از من است».