گلشن اسرار - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٩٧ - کلام صدرالمتألّهِین در گذراندن پارهاِی از اوقات عمر در بررسِی نظرات حکماء
جماهِیر خلق، از همج الرعاع را، ـ از آن پشههاِیِی که با هر بادِی مِیروند و مِیآِیند ـ ضلالت و خدعه، به حساب مِیآوردند» ِیعنِی وقتِی ما در برابر اِین قوانِین و عادات و رسوم عوام بپا مِیخواستِیم مِیگفتند: اِین در مقابلِ آباء و اجداد ما چِیزِ جدِیدِی مِیآورد. کانّهم الحنابله من کتب الحدِیث «اِینها مثل حنابلهاِیها بودند، که آمدند دسّ و تغِیِیر و تحرِیف در رواِیات اِیجاد کردند» المتشابه عندهم الواجب و الممکن و القدِیم و الحدِیث «نزد آنها، واجب و ممکن و قدِیم و حادث، با هم فرقِی نمِیکند» همانطور خدا را به حساب مِیآورند که مخلوق را به حساب مِیآورند، قدِیم و حادث، هِیچ براِی آنها فرقِی نمِیکند لم ِیتعدَّ نظرهم عن طور الأجسام و مسامِیرها «نظر اِینها از جسم و از پِیوندهاِی اجسام تعدِّی نکرده است»، ِیعنِی از جسم به معنوِیّت و روحانِیّت و نفسانِیّت و عالم معنا حرکت نکردهاند و نظر آنها در عالم اجسام و دنِیا متمرکز شده است و لم ِیرتق فکرهم عن هذه الهِیاکل المظلمة ودِیاجِیرها «فکر اِینها از اِین هِیاکل مظلمه و تارِیکِیهاِیش بالاتر نرفته است» فحرموا لمعاداتهم العلم والعرفان «پس به خاطر دشمنِیشان با علم و عرفان محروم ماندند» و رفضهم بالکلِیّة طرِیق الحکمة والإِیقان «و بالکلِیّة طرِیق حکمت و اِیقان را به کنارِی نهادند و از علوم محروم شدند» عن العلوم المقدسة الإلهِیة و الأسرار الشرِیفة الربانِیّة «از علوم مقدس الهِیّه و اسرار شرِیفۀ ربانِیه» الّتِی رمزت الانبِیاء والاولِیاء علِیها «که انبِیاء و اولِیاء نشانِی از آنها دادند» و أشارت الحکماء والعرفاء الِیها «عرفا و حکماء به آنها اشاره کردند» ولِی بعضِی از افراد به دنبال آن مطالب مِیروند. گفت:
|
نشانِی دادهاندت از خرابات |
که التوحِید إسقاط الإضافات[١] |
ِیک نشانِی دادند، بعضِی گرفتند و اغلب افراد آنها را رها کردند فأصبح الجهل
[١]ـ گلشن راز، از طبع عماد اردبِیلِی، ص ٧٧.