گلشن اسرار - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٩٦ - کلام صدرالمتألّهِین در گذراندن پارهاِی از اوقات عمر در بررسِی نظرات حکماء
من الحکماء الرواقِیِین، مع زوائد لم توجد «و پاک شده ذوقهاِی اهل اشراق با زوائدِی که پِیدا نمِیشود» فِی کتب أهل الفن من حکماء الأعصار «آن دِیگر پِیدا نشد» [در کتب اهل فن و حکماِی عصرهاِی مختلف پِیدا نشد] و فرائد «آن درّهاِی ثمِینِی که» لم ِیجد بها طبع أحد من علماء الأدوار «فرائد طبع احدِی از علماء به آن نبخشِیده است» و لم ِیسمح بمثله دورات السماوات «و دورات آسمانها نِیامده است تا از اِین ببخشاِید» و لم ِیشاهد شبهه فِی عالم الحرکات «همانند او در عالم حرکات و در عالم کون و فساد مشاهده نشده است» و لکنَّ العوائق کانت تمنع من المراد «عاِیقها و مانعها، از مراد مانع مِیشد» و عوادِی الاِیام تضرب دون بلوغ الغرض بالأسداد «و دشمنِی روزگار سدّهاِیِی را، در برابر اهداف من، به وجود مِیآورد» فأقعدنِی الاِیام عن القِیام «پس اِیام مرا از قِیام باز داشت» و حجبنِی الدهر عن الاتصال الِی المرام لما رأِیت من معاداة الدهر بتربِیة الجهلة [«و دهر مرا از اتصال به مرام حاجب شد] از آنجائِی که من دِیدم، دهر دارد با من دشمنِی مِیکند و جَهَله را، بالا مِیآورد» و الأرذال «پستها را بالا مِیآورد» و شعشعة نِیران الجهالة «و شعشعه آتش جهالت، مِیپراکند» و الضلال و رثاثة الحال «گمراهِیها و بدِیها را» و رکاکة الرجال «آن رکِیک بودن و سست بودن مردان، که اِینها خِیلِی افراد سست و بِیپاِیه بودند» و قد أبتلِینا بجماعة غاربِی الفهم «ما مبتلا شدِیم، به ِیک جماعتِی که اِینها فهم نداشتند» تعمش عِیونهم عن أنوار الحکمة وأسرارها «چشمهاِی آنها از انوار حکمت و اسرار پوشِیده شده بود» تکّل بصائرهم کأبصار الخفافِیش عن اضواء المعرفة و آثارها «چشمهاِی آنها مثل چشمهاِی خفاش بود و نمِیتوانست اضواء معرفت و آثار معرفت را ببِیند» ِیرون التعمق فِی الامور الربانِیّة و التدبّر فِی الآِیات السبحانِیة بدعة و مخالفة أوضاع جماهِیر الخلق من الهمج الرعاع ضلالة و خدعة «اِینها تعمق در امور ربانِیّه و تدبّر در آِیات سبحانِیّه را بدعت مِیپنداشتند و مخالفتِ با قوانِین