گلشن اسرار - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٢٧٩ - کلام صدرالمتألّهِین در تعرِیف فلسفه و حکمت نظرِی و عملِی
در اِینجا مرحوم حاجِی سبزوارِی ِیک مسألهاِی را بِیان کردهاند که جاِی تأمل است. در همِین حاشِیه مِیفرماِیند: چون حقِیقة شِیئِیة الشِیء بصورته لا بمادّته[١] است بنابراِین حقِیقت عالم در وجود اوست.
”باِید به اِیشان عرض کرد آن حقِیقت شِیء که صورت شِیء است نه مادۀ او، صورت فصلِیّۀ اوست که عبارت است از حقِیقت او نه صورت نقشِیّه و رقشِیّۀ او. اِین صورت با آن صورت خِیلِی تفاوت مِیکند. اِینگونه که شما مِیفرماِیِید مربوط مِیشود به شهود و علم حضورِی و اِینکه انسان به حقِیقت همه اشِیاء تعِیّن پِیدا کند.“
منظور از «در صورتش و ذهنش» ِیعنِی همان جنبۀ نقشِی او.
و هِیئته و نقشه «به شکل آن هِیئت و نقشِی که در آنجا هست» و هذا الفن من الحکمة هو المطلوب لسِّید الرسل «اِین فن از حکمت که فن نظرِی تجردِی است و رسِیدن به حقِیقت هستِی به وسِیلۀ برهان و دلِیل، همان است که مطلوب پِیغمبر اکرم بود» المسؤول فِی دعائه صلِّی الله علِیه و آله و سلّم الِی ربه حِیث قال: «حضرت اِینطورِی از خداوند متعال سؤال کرد» رب أرنا الأشِیاء کما هِی «ما را به حقِیقت اشِیاء برسان»، ِیعنِی به همان حقِیقت تصدِیقِیّه رسِیدن و تحقق اِین حقِیقت أشِیاء به صورت و همانطورِی که در نفس هست. ما را به اِینجا برساند که ما حقِیقت اشِیاء را آن طورِی که در نفس خودمان هست ببِینِیم و مشاهده کنِیم. و للخلِیل علِیه السّلام أِیضًا «حضرت ابراهِیم اِینطور فرمود» حِین سأل «اِینطور سؤال کرد»: (رَبِّ هَبْ لِي حُكْمًا)[٢] «خداوندا به من حکم بده» حکم چِیست؟ و الحکم هو تصدِیق
[١]ـ شرح منظومه (سبزوارِی)، ج ١، ص ٢٠٦.
[٢]ـ سوره الشعراء (٢٦) صدر آِیه ٨٣.