ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٣٣٢ - بحث سوم - فرشتگان داراى انواع فراوان و مراتب متفاوتى به شرح زير مىباشند
بزودى توضيح بيشترى خواهيم داد.
٢- بعضى از قدما گفتهاند نفوس بشرى و ارواح انسانى باطناً مختلفاند.
بعضى نيكوكار و بعضى شرور، بعضى كند فهم و بعضى زيرك، بعضى بدكار و بعضى عفيف، بعضى آزاده و بعضى پست، بعضى شريف و بعضى دنىّ مىباشند. براى هر طايفهاى از اين ارواح زمينى، روحى آسمانى است كه نسبت به ارواح پست زمينى مانند پدرى مهربان و آقايى بخشنده در كارهاى مهم، آنها را يارى مىدهد، چه در خواب و چه در بيدارى، گاهى به طريق رؤيا و گاهى به گونه الهام. همان روح آسمانى مبدأ است براى آنچه كه از خير و شرّ در آن روح زمينى پديد مىآيد. اين مبادى در اصطلاح علما، طبيعت تامّ ناميده مىشود. يعنى آن ارواح فلكى در طبيعت، نسبت به ارواح زمينى كامل و تمام هستند و همان ارواح فلكى حافظ منافع انسان و ضرر و نيازهاى او مىباشند چنان كه خداوند متعال فرموده است: فِي صُحُفٍ مُكَرَّمَةٍ مَرْفُوعَةٍ مُطَهَّرَةٍ بِأَيْدِي سَفَرَةٍ كِرامٍ بَرَرَةٍ [١].
٣- بعضى ديگر گفتهاند كه براى نفوس وابسته به اين اجساد با نفوسى كه از بدن جدا شدهاند همگونى و مشابهت مىباشد. پس نفوس جدا شده از بدن به گونهاى ميل و كشش به نفوسى دارند كه از بدن جدا نشدهاند، زيرا ميان نفوس مشابهت و موافقتى وجود دارد. بنا بر اين نفوس مفارق از بدن نفوس مرتبط با بدن را مطابق طبعشان يارى مىدهند و بر آنها گواهند چنان كه خداوند تعالى فرموده است: ما يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ ... وَ جاءَتْ كُلُّ نَفْسٍ مَعَها سائِقٌ وَ شَهِيدٌ [٢].
[١] سوره عبس (٨٠): آيات (١٣ تا ١٦): در الواح پر ارزش ثبت است الواحى و الاقدر و پاكيزه، به دست سفيرانى است، و لا مقام و فرمانبردار و نيكوكار.
[٢] سوره ق (٥٠): آيه (١٨): هيچ سخنى را انسان تلفظ نمىكند مگر نزد آن فرشتهاى مراقب و آماده است و هر انسانى كه وارد محشر مىشود يك سوق دهنده و يك گواه همراه اوست.