ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٦٢٨ - فرموده است رجل وكله الله الى نفسه فهو جائر عن قصد السبيل الى قوله بخطيئته
(٤٣٩٤- ٤٣٨٠) ٧- وقتى چنين شخصى از آب اخلاق گنديده و افكار بىفايده پر شد در ميان مردم به قضاوت مىنشيند.
چون كلمه «اجون» صفت آب است و كمالات نفسانى يعنى علوم فراوان كه از آن به آب صاف و زلال تعبير مىشود، و نادانى و آرايى كه بر نادانى استوار است با علم جمع شده و مجموعاً اعتقاد را تشكيل مىدهد و نادانى و علم داخل مفهوم اعتقاد واقع مىشوند. بنا بر اين آب گنديده شبيهترين چيزى است كه براى انديشه باطل، كه نه استوار است و نه اندرز، استعاره آورده شده. با اين توضيح انديشههاى باطل شباهت مىيابد به آب گنديدهاى كه رفع نياز تشنه را نمىكند. امام (ع) اين استعاره را با ذكر كلمه «ارتوى» ترشيحيّه كرده و نتيجه گردآورى شبهات را نشستن به قضاوت در بين مردم قرار داده است.
(٤٤٢٢- ٤٣٩٥) ٨- خود را ضامن رهايى مردم از امورى كه بر همگام مشتبه است مىداند و به خود چنان اطمينانى دارد كه اتفاقات مشكلى را كه براى مردم پيش مىآيد مىتواند محّل و فصل كند. كلمه «ضامنا» حال دوّم است براى آن شخص يا صفت است براى قاضيا.
٩- هر گاه براى اوامر مشكلى پيش آيد كه حل آن بر او مشتبه باشد براى آن با انديشه ضعيف خود راه حلى ارائه و با قاطعيّت بيان مىكند. مقصود از حشو سخن، گفتار زياد است كه كم فايده باشد و پاسخگوى امر مبهم نباشد.
١٠- همانند مگسى كه در تار عنكبوت گرفتار آيد در شبهات گرفتار مىشود. تار عنكبوت مثل است براى امور سست و بىبنياد. وجه تمثيل اين است: چون شبهات فراوانى بر ذهن چنين شخصى وارده شده است هر گاه بخواهد موضوع مبهمى را حلّ و فصل كند از فراوانى شبهه حق از او پوشيده مىماند و به خاطر ضعف ذهن به آن هدايت نمىشود، پس آن شبهات ذهنى شبيه تار عنكبوت و ذهن او شبيه مگسى است كه در تار عنكبوت گرفتار شود. چنان كه