ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤٥٤ - بحث سوم - وظايف قلبى حاجى در هر عمل از اعمال حج
مىآيد نفس خود را پاكيزه گرداند زيرا با صرف مال به خدا متكى شده و عوض آنها را از خدا مىخواهد و اين صرف مال و پاكيزگى نفس دليل قبولى حج اوست.
بحث سوّم- وظايف قلبى حاجى در هر عمل از اعمال حج
نخست بايد موقعيّت حج را در دين شناخت، بعد شوق به آن پيدا كرد و بعد تصميم براى انجام حج گرفت و به دنبال اين تصميم علايقى كه مانع از انجام حج است قطع كرد و آن گاه زاد و توشه و مركبى كه وسايل رفتن به حج است تهيه كرده سپس به سوى مقصد حركت كند و بعد در ميقات احرام ببندد و تلبيه بگويد و وارد مكّه شود و اعمال لازم را تا پايان حج انجام دهد. در هر حالتى از اين احوال براى حج كننده يادآورى و براى عبرت گيرنده عبرت، و براى اراده صادق، نيّت و براى شخص با ذكاوت اشاره به اسرارى است كه اگر توفيق دست دهد صفاى قلب و طهارت باطن به آنها بستگى دارد.
منظور از شناخت و فهم موقعيّت حج اين است كه وصول به حق حاصل نمىشود مگر غير خدا را كه عبارتند از قصد خواستهاى بدنى و لذّات دنيوى از دل بزدايى و در همه حالات خود را از خواستهاى نابجا دورسازى و به ضروريّات اكتفا كنى و به همين دليل است كه راهبان در گذشته از خلق دورى مىجستند و به دليل ترس از آميزش با خلق و جهت انس با خالق در بلنديهاى كوه مسكن مىگزيدند و از هر چه غير خدا بوده است اعراض مىكردهاند و بدين لحاظ معصوم (ع) آنها را مدح كرده و در باره آنها فرموده است: «تقرّب افراد به خدا به اين دليل بوده است كه قسيّس و رهبان بودهاند و در عبادت خدا تكبّر نداشتهاند [١]».
[١] ذلك بانّ منهم قسّيسين و رهبانا و انّهم لا يستكبرون.