ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤٢٧ - ٥ - تفهم
خَلَقَ الَّذِينَ مِنْ دُونِهِ [١] و در مقام دوم چنين بخواند: وَ لا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ، آن كه حق را بشناسد خداوند را در همه چيز مىبيند و آن كه به درجه عرفان دست يابد همه چيز را از درجه اعتبار ساقط دانسته و با خداوند هيچ چيز را نمىبيند و هر گاه اين سخنان خداوند: أَ فَرَأَيْتُمْ ما تُمْنُونَ، ... أَ فَرَأَيْتُمُ الْماءَ الَّذِي تَشْرَبُونَ، ... أَ فَرَأَيْتُمُ النَّارَ الَّتِي تُورُونَ را تلاوت كند سزاوار نيست كه نظر خود را در نطفه و آب و آتش محدود كند بلكه بايد در منى كه نطفه است و سپس در كيفيت تقسيم نطفه به گوشت و استخوان و عصب و عروق و غيره و پس از آن به چگونگى شكل پذيرى اعضاى مختلفه بدن (مدور- طويل و عريض- مستقيم، منحنى، سست، محكم، رقيق، غليظ) و آنچه كه در هر يك از اينها از نيرو نهاده شده است و منافعى كه اگر چيزى از آنها مختل شود، امر آنها و مصالح بدن مختل مىشود، دقّت كند.
تأمل كننده در اين عجايب و امثال آنها به قدرت عجيب خداى تعالى و مبدأى كه اين آثار از او پديد آمده است توجه خواهد كرد، پس مدام شاهد كمال صانع از طريق مشاهده كمال صنع خواهد بود.
امّا احوال انبيا. از چگونگى تكذيب انبيا و قتل آنها به وسيله مردم بىنيازى خداوند از انبيا ثابت مىشود. و اگر همه انبيا را نيز به قتل مىرساندند به خداوند تأثيرى نداشت و به سلطه و قدرت او زيانى وارد نمىكرد. و هر گاه مىشنويم كه خداوند آنها را يارى كرده است مىفهميم كه آنها مورد تأييد خداوند بودهاند. چنان كه خداوند مىفرمايد: حَتَّى إِذَا اسْتَيْأَسَ الرُّسُلُ وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ قَدْ كُذِبُوا جاءَهُمْ نَصْرُنا فَنُجِّيَ مَنْ نَشاءُ [٢].
از مطالعه احوال تكذيب كنندگان انبيا مانند عاد و ثمود و چگونگى به
[١] سوره لقمان (٣١): آيه (١١): اين خلق خداست، به من بنمايانيد كه ديگران چه آفريدهاند.
[٢] سوره يوسف (١٢): آيه (١١٠): زمانى كه پيامبران مأيوس شدند و گمان كردند كه مورد تكذيب واقع شدهاند نصرت ما فرا رسيد و آن را كه خواستيم نجات بخشيديم.